نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5660
تعداد پست وبلاگ ها:5152
تعداد نظرات وبلاگ ها:9663
تعداد نظرات نشريه:5597
بازديد مطالب نشريه:528773
بازديد اشعار وبلاگ ها:5115730
تعداد کاربران:1502
تعداد وب لینک ها:131

دانته آليگيري

زندگي نامه

وي در سال 1265 م در يك خانواده فلورانسي چشم به جهان گشود. نام اصلي او دورانته آليگيري بود. ظاهراً خود او اسم اولش "دورانته" را مخفف ساخته و در نوشته ها و اشعارش از اسم "دانته" استفاده نموده است. موقعيت خانوادگي و مرگ زودهنگام مادر و سپس پدرش سبب نشد كه او تحصيلات خود را ادامه ندهد. وي فن بيان را نزد "برونتولاتيني" دانشمند و سياستمدار فلورانسي آموخت.

دانته در يكي از آثار خود به نام "زندگاني نو" مي گويد: "من شاعري را در جواني و بدون استاد آموختم". در همين دوران بود كه با ترانه سرايان معروف فلورانس آشنا شده و با آنها مكاتبه مي كرده و ترانه هاي عاشقانه خود را به آنها ارائه مي داده است.

همزمان با اين دوران، دانته با شاعر تواناي فلورانسي به نام "گوئيدو كاوالكانتي" كه نقش بسيار مهمي در زندگي ادبي او داشت، آشنا مي شود.

در واقع زندگي هنري دانته از سن 9 سالگي و با آشنايي با دختري از فلورانس به نام "بئاتريچه" آغاز شد. بئاتريچه بعدها همسر يك بانكدار فلورانسي شد و در سن 24 سالگي نيز درگذشت. وابستگي عاطفي دانته با اين دوشيزه فلورانسي باعث شد كه او را راهنماي انديشه و احساساتش معرفي نمايد. پس از مرگ او، دانته براي ستايش از نيكي بئاتريچه همه شعرهايي كه براي او سروده بود را در يك مجموعه جمع آوري نمود و آن را "زندگاني نو" ناميد.

او در دوره هاي بعدي زندگي خود به مطالعه عميق فلسفه پرداخت و در اشعارش نيز از فلسفه ستايش مي كند و از آن به عنوان معشوق ذهن ياد مي نمايد. همزمان با مطالعه فلسفه به مطالعه تاريخ نيز پرداخت. دانته آنچنان مطالعه مي كرد كه دچار ضعف چشم شد. او در چند سروده خود به بحث درباره فلسفه، اخلاق و مسائلي چون شرافت و مهرورزي مي پردازد. وي علاوه بر مسائل فرهنگي و شعر در مسائل سياسي و اجتماعي فلورانس نيز حضوري فعال داشت، تا آنجا كه در سن25 سالگي به عضويت شوراي شهرداري يا حكومتي فلورانس درآمد.

فعاليت هاي اجتماعي دانته و مخالفت هايي كه در اين قصه با او شد، سبب گرديد تا به ناچار فلورانس را ترك نمايد و ديگر هيچ گاه به آن شهر برنگردد.

در واقع دانته از فلورانس براي هميشه تبعيد شده بود. او بارها با ارسال نامه و سرودن اشعار به طور مستقيم و غيرمستقيم از مسئولان و مردم شهر فلورانس درخواست نموده بود تا بتواند مجدداً به شهر باز گردد. تبعيد و به دنبال آن صدور حكم مرگ و ضبط اموالش، شاعر را به مدت نوزده سال به تهيدستي دچار نمود و زندگي سختي را براي او رقم زد. شايد تا حدودي اين مرحله از زندگي اش سبب پيدايش و خلق "كمدي الهي" او شده باشد.

 دانته در زمان تبعيد در شهرهاي "ارتوس"، "بولونيا" و "پادوا" در نزد دوستان خود زندگي مي كرد. در اين سالها دانته مجموعه اشعار خود را موسوم به "ضيافت" كه بيشتر شامل اشعار فلسفي و خطاب به شخصي به نام والاتبار بود را جمع  آوري نمود و به رشته تحرير درآورد.

دوراني كه دانته در تبعيد به سر مي برد دوران شكست خود را در سياست تجربه مي كرد و در همين حين رساله اي را تحت عنوان "سلطنت" به رشته تحرير در آورد كه خشم عده زيادي را برانگيخت. اين كتاب مدخلي بر حكومت ديني و سياسي از نظر دانته بود. اين رساله استدلال محكمي براي ايجاد حكومت و قوانين واحد جهاني بشمار مي رفت. در زمان حيات دانته عده كمي از اين نوشته اطلاع داشتند، پس از مرگ وي اين رساله بيشتر رواج پيدا كرد و "لويي باواريايي" در مبارزه خويش با پاپها آن را به عنوان وسيله تبليغاتي به كار برد. در قرن شانزدهم از سوي پاپ نام اين كتاب در ليست سياه كتب ممنوعه درج شد و در سال 1797  به امر پاپ "لئو سيزدهم" آن را از فهرست كتابهاي مذكور خارج كردند.

دانته با تكيه بر قدرت "هانري ششم" به اميد آنكه او بتواند مجددا راه ورودي وي را به فلورانس هموار نمايد كتاب مذكور را به رشته تحرير در آورد و به دنبال بي اعتنايي هانري به فلورانس، وي نامه اي شديداللحن عليه شهر فلورانس به او نوشت كه همين نامه سبب تمديد حكم تبعدي و پايان حيات وي شد. پس از اين شكست بزرگ سياسي دانته به "صومعه سانتا كروچه" در "گوبيو" گريخت و ظاهرا در اين مكان بود كه وي توانست قسمت اعظم كتاب كمدي الهي خود را بنويسد. دانته در سال 1354 به روايت "بوكاچيو" در كتاب "مجموعه زندگي" مردي بود متوسط القامت تا حدي خميده كه شمرده و با طمانينه گام بر مي داشت و حركتش توام با وقاري  آميخته با افسردگي بود. رنگ مو و پوست بندش تيره بود و صورتي دراز و متفكر داشت.

 

 

در گرداب جهالتي دردناك

تأثير دانته در ادب و هنر قرون وسطي و پس از آن انكار ناپذير است. وي از نخستين كساني بود كه هنر را چون واسطه اي ماندني براي الهام از عالم غيب به كار برد و باب نوعي از ادبيات را گشود كه مستقيماً محتواي كتاب مقدس را دستمايه قرار مي داد. اين نوع تعبير و نيز تفسير آيات تورات و انجيل در قالب ماجراهاي تخيلي و يا تمثيل هاي پند آميز در ساير هنرها نيز رسوخ يافت و تا مدت ها مايه اصلي اغلب آثار قرون وسطي را تشكيل مي داد. در زمان نگارش كمدي الهي حدوداً يك قرن از آخرين جنگ صليبي مي گذشت و هنوز بقاياي كينه هاي سوزان اروپاييان از مسلمانان و پيامبر (ص) در سينه بزرگان مسيحيت مي جوشيد و چشم خردشان را كور مي كرد. بنا براين شگفت آور نيست كه هنرمندي چون دانته در خدمت اهداف ايشان در آيد. كليساي كاتوليك در جستجوي آثاري بود كه تدين مطلق گرا و روحانيت جزم انديش كليسا را توجيه و توصيه نمايد.

متأسفانه دانته در اين پايبندي پا را از حد خو به عنوان يك شاعر ملهم از غيب فراتر نهاده و شايد در پاسخ ضرورت زمان و نرخ نان، جهل خود را به رشته تحرير در آورده است. شايد اگر وي از اهميت شهادت تاريخ و آينده جهان كه فرهنگ ها را به يكديگر نزديك مي سازد آگاه بود خود را در چنين گردابي نمي انداخت. اشاره ما به اهانت دردناكي است كه او متوجه پيامبر گرامي ما ساخته است. در ترجمه فارسي اين اثر كه پس از انقلاب چاپ مي شود و از استقبال خوبي نيز برخوردار است ابيات در بردارنده اين بي حرمتي، حذف شده است.

اگر كسي توجيهي براي اين لغزش بيابد، شايد بتواند در اين اثر غور نموده و همپاي خوانندگان اروپايي، كه قرن هاست همراه ويرژيل و دانته در دوزخ و برزح و بهشت به گشت و گذار مي پردازند، تخيل خود را تغذيه مي نمايد. اما ارباب معني مي دانند اگر عنان دل حقيقتاً در مرغزار ملكوت رها گردد، آنچنان كه دانته و بسياري از اخلاف اروپايي وي مدعي بوده اند، نخستين نوري كه روح پروازگر را نوازش خواهد داد، نفس محمدي (ص) است كه نور يگانه تمام انبيا است.

شايد گذر زمان خطاي دانته را با غباري از برائت پوشانيده باشد، اما اگر اين اثر در روزگار ما خلق مي شد، وي سرنوشتي چون سلمان رشدي پيدا مي كرد. تكليف محقق در رويارويي با چنين اثري دشوار است: از يكسو خودنمايي قدرت و خلاقيت ادبي و تأثير فرهنگي عميق آن، از سوي ديگر كذبي محض و عصبيتي جاهلانه كه كل عمل را زير سوال مي برد.

از آنجا كه قصد ما معرفي چهره هايي است كه مبناي فرهنگي تمدن غرب را پي ريزي كرده اند، علي رغم آگاهي به كج انديشي ها، اين شاعر با نفوذ ايتاليايي را معرفي مي نماييم.

برخي از افراد به سرزمين و عصر خود تعلق دارند و برخي ديگر پا از سرزمين خود فراتر نهاده و به دوره اي خاص تعلق مي گيرند. در اين ميان افراد معدودي هستند كه متعلق به تمامي زمان ها و مكان هايند و دانته از اين دسته افراد است.

تقريباً تمامي محققين ادبيات مغرب زمين دانته را يكي از سه شاعر بزرگ غرب، بلكه بزرگترين شاعر تاريخ جهان مي شمارند. در واقع به نظر اين محققان دانته، شكپير و هومر سه ضلع اين مثل اند. شخصيت دانته در عالم ادبيات در مرتبه اي است كه حتي مقام گوته آلماني را كه بي شك از عجيب ترين نوابغ تاريخ جهان است، با او برابر ندانسته اند، در مقايسه، دانته داراي ويـژگي هايي است كه هومـر و شكسپيـر از آن بي بهره مـي باشند. بنابر اين بي شك دانته آليگيري از بزرگترين شعراي جهان بشمار مي روند و كمدي الهي او كه با ذوق داستانسرايي فراوان پرورده شده است. يكي از آثار با ارزش ادبيات كلاسيك جهان بشمار مي رود.

 

 

پ.ن:

اين مقاله در يازدهم شهريور 1380 در روزنامه جام جم شماره384 به چاپ رسيد

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

 سه شنبه, 30 آبان 1396

کد نمایش لوگوی ما

شعرانه، سایت تخصصی شعر ایران و جهان
کد نمایش لوگوی سایت شعرانه در در سایت و یا وبلاگ شما

«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت