نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5670
تعداد پست وبلاگ ها:5177
تعداد نظرات وبلاگ ها:9667
تعداد نظرات نشريه:5853
بازديد مطالب نشريه:552898
بازديد اشعار وبلاگ ها:5751534
تعداد کاربران:1509
تعداد وب لینک ها:131
اشتراک در feed آخرین پست ها

عنوان پست:

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 04 فوریه 2018
در رباعی

آتش نه فقط سوخت زپروانه پری را

سوزاند از این غصه زعالم جگری را

زینب شبی از مادر خود قول گرفته ست

دیگر نرود باز کند هیچ دری را

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 113 0 نظر
آراء این پست
0 رای

نان گران است که تن ارزانی ست

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 03 فوریه 2018
در غزل

سال ها چشمِ دلم بارانی ست
دل هم از بارش آن، طوفانی ست

 

جان مرا خواست و قربان کردم
فتنه گر، باز پی قربانی ست

 

رو سری را  به سَرِ چوب نهاد
 نکند دخترکم ایرانی ست؟!

 

من زدیری به عزیزان گفتم
لطفا آرام، تحجر جانی ست 

 

تن فروشی  چه رواجی دارد !
ریشه  ی اش چیست؟  فقط نادانی ست؟

 

" فقر " با  "عفتِ " زن  می جنگد
نان گران است که تن ارزانی  ست...

 

طارق خراسانی 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 121 0 نظر
آراء این پست
0 رای

خر دزد

ارسال شده توسط ابراهیم حاج محمدی
ابراهیم حاج محمدی
در سوّمین روز از چهارمین فصل سال 1339 هجری شمسی به تاوان اینکه پدر پدر پدرانم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 01 فوریه 2018
در غزل

گوسفندی به خر شنیدم گفت:دزد خر مثل دزد من خر نیست
چون که خردزد اگر به دام افتد جرم او جرم یک ستمگر نیست
 
تو خری،خر،ولی نخواهد خورد دزدت ازهیچ قاضی ای رو دست
گر چه اقرار می کنم ، بی شک ، از قشاد تو پشکلم سر نیست
 
از ازل تا ابد _ندارم شک _کس پرافکنده تر ندید از خر
گر چه چون دزد گوسفند آنی در خریت کسی شناور نیست 
 
میش دزدان چقدر بدبختند دست هاشان بریده می گردد
شان خردزد ها ولی والاست خر اگر چه خودش همافر نیست
 
خوش بحالش کسی که خردزداست نزند لحظه ای به ترمز دست
یکّه تاز ی است بی بدیل انگار روز ماها برای او قرنی ست 
 
خرده دزدان تیره بخت از ترس زهره شان آب می شود هر آن
هیچکس در بسیط دهر امروز،مثل خردزدها قلندر نیست
 
خر برآشفت وگفتش ای کودن،پخمه ای پخمه چون نمی بینی
پشم تو مثل موی من ارزان،موی من مثل پشم تو زر نیست
 
 برو اول چکاب کامل کن تا ببینی که عیب کار از چیست؟
شده از خود بپرسی ای نادان پشکلت از چه رو معطّر نیست؟
 
گوسفندی،درست، می دانم از همین روست غافلی از این
که به دنیای بی در و پیکر،احد الناسی از تو خرتر نیست
 
دزد اگر دزد قابلی باشد، می گریزد ز چنگ هر قانون
شهر هرت است الاغ جان اینجا آرمانشهر روح پرور نیست
 
شک ندارم که تا جهان باقی است،شاخ هایت اگر چه چخماقی است
در امان از گزند قاضی هاست،دزد خر چون بدون یاور نیست
 
فکر بکری بکار بند ابله تا نبیند زبونی ای دزدت!
خرده دزدی که بز دل است آری مثل خردزد ها دلاور نیست
 
گل کند تا خریتش هر کس مثل یابو نمی برد هرگز 
پی به این که در این شلم شوربا،کس چو  خردزد ها مظفّر نیست
 
نعل وارونه می زند خردزد، می گریزد به نا کجا آباد
- خارج از درک آدمی خاکی- تا نگویی بلند اختر نیست
 
بار الها نیاور آن روزی که فشار آورد تهیدستی
دست هایش بریده باد از بیخ خرده دزدی که نان درآور نیست

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 100 0 نظر
آراء این پست
0 رای

رباعی

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 31 ژانویه 2018
در رباعی

انگار که ما آینه ی دق شده ایم

لبریز غم و ناله و هق هق شده ایم

نه می به کف و نه هست معشوق به کام

ما زیر خطوط فقر عاشق شده ایم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 62 0 نظر
آراء این پست
0 رای

به غارت می برد طوفان گلستان را در خوابیم

ارسال شده توسط ابراهیم حاج محمدی
ابراهیم حاج محمدی
در سوّمین روز از چهارمین فصل سال 1339 هجری شمسی به تاوان اینکه پدر پدر پدرانم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 20 ژانویه 2018
در غزل

نمی آساید انسان لحظه ای بی درد  در دنیا
خدایا  رُک بگو با ما چه باید کرد در دنیا؟

فقط افسردگی ، پژمردگی، دلمردگی یا رب
چه دارد غیر از اینها عشق دستاورد در دنیا

خریّت می زند سر از خداوندان قدرت تا
شوند ابناء آدم از خدا دلسرد در دنیا

چرا باید - اگر یک ذره اخلاصیش در ذات است -
به ترسایی ببازد شیخ صنعان نرد در دنیا

به غارت می برد طوفان گلستان را و در خوابیم
فقط گل می شود از بوستان ها طرد در دنیا

دم از صلح جهانی با وقاحت می زند شیطان
همین نامرد بر پا می کند ناورد در دنیا

بدین منوال اگر تقدیرها را زد رقم دستت
نخواهی یابی آنگاه آوخ آوخ مرد در دنیا

مدیریّت نشد بحرانی از فرط دغلکاری
کشیدند آه مردم جمله فرداً فرد در دنیا

خوشا بر بی خیالانی که می لولند بی ماتم
فقط از فرط غفلت چون  سگی ولگرد در دنیا

ستم را آه مظلومان فقط پیگرد قانونی است
ولی دامان ظالم را نگیرد گرد در دنیا

الهی توبه آیا جز خودت پروردگارا کس
بساط ظلم بر مظلوم را گسترد در دنیا؟

به روز محشر آری هر چه مظلومی است در بند است
برای اینکه ظالم را خودش پرورد در دنیا!!!

نمی دانم چرا از  آب در آمد به آسانی
به هر کس اعتمادی داشتم ، تو زرد در دنیا
 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 125 0 نظر
آراء این پست
0 رای

ققنوس

ارسال شده توسط معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 19 ژانویه 2018
در شعرانه

تقدیم به قهرمانان سانچی

ققنوس

ققنوس زیبای زندگی
به تکلم باور که بیندیشی
در میان دریای عشق هم بال می زنی
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 188 0 نظر
آراء این پست
0 رای

قهرمانان سانچی

ارسال شده توسط معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 17 ژانویه 2018
در شعرانه
ققنوس زیبای زندگی
به تکلم باور که بیندیشی
در میان دریای عشق هم بال می زنی
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 113 0 نظر
آراء این پست
0 رای

گردش اقمار جهان

ارسال شده توسط محمدعلی احمدنژاد
محمدعلی احمدنژاد
محمدعلی احمدنژاد تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 15 ژانویه 2018
در غزل

چشمان تو تیر است و دو ابروت کمان است
آرایش جنگیّ تو از دور عیان است
نیش تو مرا نوش و لبت برده ز من هوش
این هر دو به یک معرکه چون تیغ بُران است
من کشته ی هر بار شبیخون تو هستم
رحمی بکن ای عشق که این بار گران است
تو صبح دل انگیز شب تاری و نامت
آواز پر از سوز و غم سوته دلان است
در پنجه ی مرد افکن تو ماه گرفتار
خورشید پی صلح و بدر بردن  جان است
برهم زده ای گردش اقمار جهان را
با گردش چشمی که خودش کل جهان است
از عمق نگاهم تو بخوان حرف دلم را
" آن را که عیان است چه حاجت به بیان است"

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 205 0 نظر
آراء این پست

پرواز

ارسال شده توسط معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 13 ژانویه 2018
در شعرانه

می‌خواهم قدری پرواز کنم

فارغ از تمام غم‌های بی‌بضاعت سرگردان

تا گردباد روزگار، مرا سمت تو

به انتظار لبخندت، آغاز

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 122 0 نظر
آراء این پست
0 رای

باران

ارسال شده توسط سجاد صادقي
سجاد صادقي
برچسب شاعريم زده اند بايد كه فرد لايقي باشم دور از تمام عنوان ها سجاد صادقي ب
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 11 ژانویه 2018
در غزل

باران چرا دیگر نمی شویی غمم را ؟
از دست دادم در عطش ها آدمم را
هر سو که پلکم می پرد انبوه درد است
باران بیاور سمت چشمم مرهمم را
تو آگهی از درد و رنج بی حسابم
تو میشناسی خوبتر پیچ و خمم را
دریاچه ی چشمان من خشکید وقتی
دیگر کسی جدی نمیگیرد نمم را
کم کم ببار و مرده دل را زنده تر کن
روحی بده این سرنوشت مبهمم را
چیزی بگو حرفی بزن جانی طلب کن
در دست میگیرم خودم ارگ بمم را
ای توی روحت ابر بی باران ِ خالی
باران بیاور تا بشوراند غمم را ...

#سجاد_صادقی

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 195 0 نظر
آراء این پست
0 رای

ای کاش

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 11 ژانویه 2018
در سپید - نیمایی

و مردم سخت غمگین اند و

 جمعی بی خیالِ چشم های  سرخِ بارانی...

دوباره زیر لب بسیار می خوانند:

«هوا بس ناجوانمردانه سرد است»

زمستانی ست طولانی...

پدر  می گفت

بهاری در ره است

و می رسد مردی

به پایان می برد فصلِ زمستان را...

 رسید آن مرد و دستش بوی  باران داشت

ولی افسوس

ستم ،

فرهنگِ نامردان

به دل ها بذر خودخواهی ،

 شقاوت کاشت...

ای کاش

به قدر یک نفس

این باغ

بویی از بهاران داشت ...

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 157 0 نظر
آراء این پست
0 رای

من هیچ وقت آدم نمی شوم

ارسال شده توسط معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 09 ژانویه 2018
در شعرانه

آدم

من هیچ وقت آدم نمی‌شوم

هر بار با خودم می‌گویم

همیشه در دشت روشن نیلوفری،

دیگر برایت گل نچینم.

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 141 0 نظر
آراء این پست
0 رای

وَمَا عَلَی الرَّسُولِ إلّا البَلَاغ

ارسال شده توسط ابراهیم حاج محمدی
ابراهیم حاج محمدی
در سوّمین روز از چهارمین فصل سال 1339 هجری شمسی به تاوان اینکه پدر پدر پدرانم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 02 ژانویه 2018
در غزل

حضرت آقای ترامپ ای الاغ
ای که به هر ضرطه شوی تردماغ

 

بر تو نتانیاهوی یابو صفت
مایل و داری  تو به او اشتیاق

 

هر دو چو هستید فقط ددمنش
چون تو و او گرگ ندارم سراغ

 

از تو و او کیست  دغلکارتر ؟
نیست شما را بجز ابلیس ایاغ

 

مُشتُلُقَت داده مگر جان کری
کامده پابوس تو یک مشت الاغ؟

 

دم نزن از حقّ بشر بزمجه
ای سگ ولگرد به هر کوچه باغ

 

بو اگر از آدمیت در تو بود
غرقه نبودی تو به هر باتلاق

 

پوز  تو بر خاک بمالیم زود
گر چه برای خودتی قلچماق

 

کوس انا الحق چه زنی ای خرفت؟ 
ای شده از غیرت  ما نقره داغ

 

گشنه نمانی علفت را بخور
و ما علی الرسول الّا البلاغ

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 188 0 نظر
آراء این پست
0 رای

دلخوش از خُم

ارسال شده توسط ابراهیم حاج محمدی
ابراهیم حاج محمدی
در سوّمین روز از چهارمین فصل سال 1339 هجری شمسی به تاوان اینکه پدر پدر پدرانم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 31 دسامبر 2017
در غزل
می روم   از نزدت  امّـــا  بـــا   تبسّـــم   می روم
در تو  پیـــداتر ز  پیـــدا  در خودم  گُـــم  می روم
 
نیــســت   وادی   فنــا   هـــرگز   اقامتـــگاه   من
بی  گمـــان  آن  ســـوتر از وادی هفتـــم  می روم
 
بی گُـــدارآنی نخواهـــم زد  به  آب از فرط  عشق
زنگـــی زنگـــم که - بی تردیــد - از رُم  می روم
 
یوسفـــم - "زندانی از جور زلیخـــایی"* که هست
بی خیــال  از طعـــنه های  تند مردم - ، می روم
 
فارغـــم از هر چه  پنداری  فریبا  هست  و  ناب
موجِ  مســـتم  کز  خودم  هم  با  تلاطم  می روم
 
چون  تو  در  بند  مقامی  می شوی در قم  مقیم!
من  گسستم  بند  خود  را  دارم  از قم  می روم!
 
شورمســـتم، شورمســـت از باده ی   جام الســـت
دلخوشــم از این کـه دارم دلخوش از خُم می روم

* وامی از غزلی از سرکار خانم شکیبا غفّاریان
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 90 0 نظر
آراء این پست
0 رای

متروکه

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 25 دسامبر 2017
در ترانه

اتاق گمشده ای در میان خاطره ها
چراغ سوخته بی بخار منم
نسیم عطر شمالی هوای تازه مرگ
درخت سوخته بی بهار منم
تمام قاصدکانی را که بی خبر رفتند
سوار اسب سفید جنازه ام کردم
نگاه سرازیر اشک های تو را
فدای غربت این شعر تازه ام کردم
علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 232 0 نظر
آراء این پست
0 رای

دریغا باوری نا بارور دارید و می لولید

ارسال شده توسط ابراهیم حاج محمدی
ابراهیم حاج محمدی
در سوّمین روز از چهارمین فصل سال 1339 هجری شمسی به تاوان اینکه پدر پدر پدرانم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 16 دسامبر 2017
در غزل

نگاه حسرت ما بر شما هر گاه می افتد
شرر در کاختان از کوخ ما با آه می افتد 


پُرید از نخوت از بس، نیست جای هیچ تردیدی
به بادِ نخوت  از چشمِ شماها ماه می افتد


درِیغا  باوری نابارور دارید و می لولید
بشر با بی مبالاتی خود در چاه می افتد


نیاسایی دمی هر چند از تشویشِ رسوایی
 کلاهت از سر  ای کَل خواه یا ناخواه می افتد


به نیرنگی سرت از راه بیرون می رود هر دم
گناهش باز هم بر گردن روباه می افتد!


نگیرد پیشی از ما هیچکس در عشق ورزیدن
که با ما   راهِ ما هم رو به مقصد راه می افتد


امیر عشق را امروز باید بود چاکر چون
که فردا دستت از دامان او کوتاه می افتد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 190 0 نظر
آراء این پست
0 رای

این گونه عاشق ندیده‌اند...

ارسال شده توسط معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 10 دسامبر 2017
در شعرانه

قلب من،

با حریر چشمان تو،

عمیق می رقصد.

با هم به پایکوبی لحظه های عاشق

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 227 0 نظر
آراء این پست
0 رای

عنوان پست:

ارسال شده توسط اکرم بهرامچی
اکرم بهرامچی
وقتی که آغاز شدم نفهمیدم و بی شک پایانم را نیز............
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 05 دسامبر 2017
در چارپاره
 
  ماه میلاد بود وخداوند
بهترین ماجرا را رقم زد
کعبه چرخید و شور طوافت
رخوت ِ عالمی را به هم زد
 
عشق تا ریخت در پای باران
خاک ،همدوش ِ  رنگین کمان شد
ابر در مقدم ِ دل اذان داد
در طواف ِ  تو کعبه عیان شد 
 
می دمد عطر ریحان و قرآن
 لای فصل   دل انگیز پاییز
ماهِ  وحدت ،  شکوه ِ نبوت
پایکوبان و از عشق لبریز
 
بت شکست و در ایوان ِ  کسرا
ریخت آوار بر پای تقدیر
آتش کهنه خاموشی آموخت
ماه میلاد زد بانگ تکبیر
 
لرزه بر کفر و بتخانه افتاد
خواب ِ آذر  گشسبان  به هم ریخت
عالمی دید در مقدم ِ  تو
جهل و بطلان به قعر ِ  عدم ریخت  
 
 
شانه های تو ممهور عزت
در رسالت   مقدس ترینی
ای درخشان ترین طیف ِ هستی
امن و مومن ، محمد ، امینی 
 
گل اذان داد، قمری غزل خواند
واژه تطهیر شد در کلامت
عالمی جان فشان ،  پای قرآن
پای آموزه های ِ پیامت
 
امشب اعجاز ِ ذکر و دعاهاست
وقت ِ خوب ِ  اجابت رسیده َ ست
آنکه امشب دلش سوخت با عشق
جرعه ای از کلامت چشیده َست
 
اکرم بهرامچی
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 333 0 نظر
آراء این پست

با صور اسرافیل آغاز ندایت هست

ارسال شده توسط اکرم بهرامچی
اکرم بهرامچی
وقتی که آغاز شدم نفهمیدم و بی شک پایانم را نیز............
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 26 نوامبر 2017
در غزل



 در جاده ها ی نور   رَد ِ گام هایت هست
در پرده یِ شب ، عطر گیسوی رهایت هست



آدینه  با حسرت  برایت ندبه می خوانیم
اما میان هفته  هم شوق ِ دعایت   هست



وقتی که دلتنگیم و باران خورده و گریان
دلخوش به این هستیم لطف ِ شانه هایت هست



در انتظارت  ، شوق پروازیست ، دل ها را
بال ِ پرستو را   بهار ِ  سبز پایت  هست



وقتی میان  ِ جمع ،  غربت ، سهم ِ  سنگینیست
آرامش ِ   طرز ِ  نگاه ِ  آشنایت  هست



غربت  نشین ِ  کوخ ها ، درماندگان هستند
اما ظهور ِعدل ِ موعود ِ خدایت هست



گلهای نرگس چشم در راهند باز آیی
برگرد ، نرگس قرن ها در خاک پایت هست



فرمانروای مطلقی بی هیچ ابهامی
زیبا ترین  مهد ِ  زمین   ام القرایت هست



دستی  بکش در برکه ی اندیشه ی عشاق
در برکه ی عشاق نقش ِ ماجرایت     هست



در نیمه ی شعبان  که قرص ماه می رقصد
شیدایی ِ چشم ِ پلنگان در هوایت هست



این قرن ها ، این روزگاران ،بازی ِ عمر   است
با   صور ِ  اسرافیل ،  آغاز  ِ  ندایت  هست



فرمان بده دنیا ی غارتگر به هم ریزد
در قدرتت ، فرمان ِ  بی چون و چرایت  هست

 اکرم بهرامچی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 125 0 نظر
آراء این پست
0 رای

مجموعه غزل "طُرّه های باد" منتشر شد

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 21 نوامبر 2017
در شعرانه

طُرّه های باد
محمد فرخ طلب فومنی
انتشارات آنیما
نوبت چاپ: اول/1396
تیراژ: 1000 نسخه

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 347 0 نظر
آراء این پست

خیل جانی را ستانده زلزله

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 20 نوامبر 2017
در غزل
 
خیل جانی را ستانده زلرله
آتشی بر دل  نشانده زلزله 
 
می نوازد سمفونی مرگ و.مرگ
شادمان آواز خوانده  زلزله
 
خانه ها  ویران  و شهری غمزده
بذر غم هر جا فشانده زلزله
 
در جگر آتش بپا وَ ز دیدگان
اشکِ سوزانی چکانده زلزله
 
هر چه زیبایی به خاک و خون کشید 
بر لب لرزان  چه مانده؟  زلزله
 
خانه ها را بِه زِ اول می کنند 
دستِ خوبان را نخوانده زلزله
 
طارق خراسانی
29 آبان 1396
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 296 1 نظر
آراء این پست
0 رای

شکوه وحدت................( ترکیب بند)

ارسال شده توسط اکرم بهرامچی
اکرم بهرامچی
وقتی که آغاز شدم نفهمیدم و بی شک پایانم را نیز............
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 20 نوامبر 2017
در سایر..

شب عبدالله،  دستانش به سوی آسمان ها بود
نگاه ِ  آمنه  از درد ِ پهلویش   هویدا   بود
به دورش آسیه  ،عَذرای اطهر بود و  حوا بود
شکوه ِ عرش بود و خانه لبریز ازتمنا بود
 
صدای گریه ات پیچید ، چشمانت چو گل وا شد
جهان مسرور از میلاد خاتم ،    جشن برپا شد
 
ربیع الاول است و عرش گلباران شد از رویت
زمین هم،آسمان هم، محو ِ مشکین طاق ِ  ابرویت
نسیمی عطر می پاشید از گل    لای گیسویت
و مبهوت است عالم  از دو چشمان  خدا جویت
 
به حسن ِ حضرت ِچشمت ،جهانی تحت فرمانت
بزن پلکی ، جهان افتد به پایت ، پای قرآنت
 
ربیع الاول است و نور وحدت جشن میگیرد
خدا در مقدم ِ  ِ ختم  ِ نبوت جشن می گیرد
نگاه کعبه  در چشمان ِ رحمت جشن می گیرد
و عالم در شکوهی از مسرت جشن میگیرد
 
به عبدالله می خندی   رسول ِ مهربانی ها
تو را در مهربانی می شناسند آسمانی ها
 
و آن شب  لحظه ی میلاد، تاریخی دگر سر زد
چو کسرا ریخت ،طاق دیگری پر نقش تر سرزد
به چشم موبدان ترسی ز میلاد ِ سحر سر زد
به آتش گاه ِ  پیر آنگاه   مرگی شعله ور سر زد
 
تو را دیدند و قرآنی که بر دوشت اذان می خواند
به صوت ِحُسن ِ خوش الحان و ترتیلی عیان می خواند
 
به دستانت فروغ عترت  آوردی  رسول الله
جهانی را  شکوه  وحدت  آوردی  رسول الله
برای عاشقانت    عزت   آوردی   رسول الله
نبوت را به ختمت  رحمت آوردی  رسول الله
 
ربیع الاول است و ذکر و آداب  ِمسلمانی
اجابت  کن دعاها را در این شب های  ربانی
 
اکرم بهرامچی
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 221 0 نظر
آراء این پست

کودکان را!چه بی گناه رفتند

ارسال شده توسط سیده مریم جعفری
سیده مریم جعفری
کارشناسی ارشد جزا و جرم شناسی پژوهشگر حقوق متولد رشت 28 خرداد 1366
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 19 نوامبر 2017
در غزل


كودكان را! چه بی گناه رفتند
از غمی که جدا جدا رفتند
بیوه هایی ز شعله بر غم، خواب
دست هایی که تا خدا رفتند
حق ز ایمان مگر نمی داری؟
چهره هایی که تا علا رفتند
بحر ایمان چقدر معجز داشت
سینه هایی که از قرا رفتند
بندهایی که از غزل پژمرد
شمس هایی که بی تو ما رفتند
لب ز حیرت مکن دهان را باز
کز غم تن دو تا دو تا رفتند
بشکن اینجا حدوث مرگی نو
کز نیستان ز جمله وا رفتند

 

سیده مریم جعفری

زمین لرزه-کرمانشاه/آبان 1396

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 351 0 نظر
آراء این پست

صدای مردم غمگین کرمانشاه

ارسال شده توسط اکرم بهرامچی
اکرم بهرامچی
وقتی که آغاز شدم نفهمیدم و بی شک پایانم را نیز............
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 17 نوامبر 2017
در غزل


به زیر کوله ی آوار می پیچد صدای زخم
صدای مردم غمگین ِ  کرمانشاه ،  لای زخم

کدامین جرم حکمی صعب و  بی رحمانه  برپا کرد
کدامین جرم هم وزن ِ قصاصی هست جای  زخم ؟

گلویم کوه بغضی دارد از سیلاب ِ  اشک و خون
که میریزد به اقیانوس بی مرز ِ  خدای    زخم

صدای تیشه ی فرهاد بر فرق زمین  کوبید
غم و  فریاد را، خون جگر را ،  در ردای زخم

چه معصومانه خشکیدند  چشم کودکان  درخاک
چه بی رحمانه لرزیدند  سقف ِ  خانه های زخم

به سوگت مادران خوانند در  مرثیه ای   خون بار
بخواب ای کودک نازم  ، میان لای لای ِ  زخم

بریز ای اشک پای بیستون  و طاق ِ  بستانت
بریز ای اشک معصومانه روی  ِ  ردِ  پای زخم

اکرم بهرامچی
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 153 0 نظر
آراء این پست
0 رای

شعله بر غم

ارسال شده توسط سیده مریم جعفری
سیده مریم جعفری
کارشناسی ارشد جزا و جرم شناسی پژوهشگر حقوق متولد رشت 28 خرداد 1366
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 15 نوامبر 2017
در شعرانه
کودکان را! چه بی گناه رفتند
از غمی که جدا جدا رفتند
بیوه هایی ز شعله بر غم، خواب
دست هایی که تا خدا رفتند
حق ز ایمان مگر نمی داری؟
چهره هایی که تا علا رفتند
بحر ایمان چقدر معجز داشت
سینه هایی که از قرا رفتند
بندهایی که از غزل پژمرد
شمس هایی که بی تو ما رفتند
لب ز حیرت مکن دهان را باز
کز غم تن دو تا دو تا رفتند
بشکن اینجا حدوث مرگی نو
کز نیستان ز جمله وا رفتند
 
سیده مریم جعفری
پ.ن:
قرا:قرائت
کرمانشاه-وقوع زمین لرزه
بیست و یکم آبان 96
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 138 0 نظر
آراء این پست
0 رای

باران و سیل و برف

ارسال شده توسط اکرم بهرامچی
اکرم بهرامچی
وقتی که آغاز شدم نفهمیدم و بی شک پایانم را نیز............
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 12 نوامبر 2017
در غزل


 
دنیای شعرم پُر تر از  دنیای تو خالیست
تقویم ِ من لبریز ِ از تقدیر ِ اِشغالیست

حس ِ پرستوبودن و كنج قفس ماندن
حس ِ  من و پرواز و درد ِ بی  پر  و   بالیست
 
حتما خدا هم خوب می داند كه این عالم
با این همه ریز و درشتش باز پوشالیست

این آسمان  را كلبه ی چوبی نمی فهمد
باران  و سیل و برف  وقتی  از  بداقبالیست

  توفكر میكردی كه با یك مشت  وزن و حرف
شاعر شدن  آسان تر از ترفند ِ نقالیست


مرداب هرگز رود و دریا را نمی فهمد  
مرداب در خلوت همیشه غرق ِ خوشحالیست
 

اما همیشه چشمه ها چون روح ِ سرگردان
در پیچ و خم های زمان ، تصویرشان  عالیست
 
اكرم بهرامچی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 285 0 نظر
آراء این پست
0 رای

13 آبان

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 04 نوامبر 2017
در چارپاره

#حنظله_ربانی
#چهارپاره
#سیزده_آبان

به مناسبت گرامیداشت 13 آبان و  روز دانش آموز
ـــــــــــــــ

روز ، روز شکوه باورهاست
عاشقی را دوباره تمرین کن
سبز شو در برابر دشمن
سرخ ، خود را فدایی دین کن

روز زرّین دانش آموز است
دانش آموزی آفتابی باش
با تو ایران بهار می ماند
پس بمان سبز و انقلابی باش

باش " فهمیده " ، بابصیرت ، چون
کفترانی که بی ریا رفتند
مثل آنان که در چنین روزی
پر گشودند و تا خدا رفتند

سروهایی که در برابر حق
سجده کردند و روسپید شدند
غزل سرخ عشق را خواندند
لاله لاله ، همه شهید شدند

واژه واژه شدند جاری تا
واژگون شد خطوط استکبار
پای طاغوت را قلم کردند
وَ سروده شدند معنادار

روزی از جنس روزهای خداست
قدر آن قدر لیله القدر است
برکاتش برای ما این " روز "
پربها مثل غزوه ی بدر است

پس بیا تا توان به تن داری
حرمتش را بدار فرزندم !
تا همیشه شعارت این باشد :
« من به این انقلاب پابندم »

حنظله ربانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 420 0 نظر
آراء این پست

در اربعین

ارسال شده توسط اکرم بهرامچی
اکرم بهرامچی
وقتی که آغاز شدم نفهمیدم و بی شک پایانم را نیز............
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 04 نوامبر 2017
در غزل

در اربعین، چشم تری  در آتش و خون
ماندَ ست، زینب .....  خواهری در آتش و خون
 
در  قتلگاه  ِ نینوا پیچیده امشب
حال و هوای دیگری   در آتش و خون
 
زینب به هر سویی دوان ،گریان و نالان
گوید ز  داغ ِ پیکری  در آتش و خون
 
امشب چهل شب بی حسین و بی رقیه
زینب شده نیلوفری  در آتش و خون
 
فریاد های العطش ، عباس ......عباس
دست بریده ،یاوری  در آتش و خون
 
زینب.... چهل شب ، داغ ِ هفتاد دو خورشید
دارد و  و داغ دختری  در آتش و خون
 
 
از  دختری کوچک هزاران داغ دارد
داغ رقیه ، پر پری در آتش و خون
 
شرم از گلوی اصغر  شش ماهه دارد
تاریخ... شرم از   خنجری  در آتش و خون
 
سر می زند  تا صدهزاران اربعین اشک
رگبار ِ چشمان تری در آتش و خون
 

###    ###   ###   ###

امشب به دست باد ها هر سو دوان است
از سوزها   خاکستری در آتش و خون


امشب صدای  ناله ها ،فریاد ها، زخم
پیچیده لای دفتری در آتش و خون
 
اکرم بهرامچی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 253 0 نظر
آراء این پست

خوشحال

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 01 نوامبر 2017
در ترانه

چراغ خونه خاموشه
شبم سیگار و آغوشه
دلم رو سخت می گیرم
آخه چن ساله بی هوشه
تو می خوابی و من خوبم
تو دستای تو مصلوبم
سر بی روح و سنگین و
به دیوار تو می کوبم
همه از درد می میرن
من از درد تو خوشحالم
کجای سینه خوابیدی
که به زخم تو می بالم
علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 350 0 نظر
آراء این پست

قلبم همیشه برنده است

ارسال شده توسط مونا فریدونی
مونا فریدونی
دانشجوی مترجمی زبان و گیتاریست و شاعر مجموعه پیکر سنگی نشر مایا
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 20 اکتبر 2017
در پست مدرن
نمیدانم چگونه است' زمان زبان ندارد


 سختی روزگار امان ندارد


 مغز من گاه توان بلند پروازی ندارد


نمیدانم چگونه است که


 چشمانم میبیند و حس میکند و باور


اما قلبم همیشه برنده است


گذر زمان ، اینجا رنگی بر لب شب ندارد


 شب ماه را میخواباند با سکوت ستاره هایش


ابر به فکر میرودُ


  چشمها بسته می شود


اما قلبم همیشه برنده است، خواب را باور ندار 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 427 2 نظر
آراء این پست
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت