آمار بازدید

بازدید امروز :97
بازدید دیروز :501
بازدید هفته :1258
بازدید ماه :4926
کل بازدید ها :2729386
تعداد مطالب نشريه:5268
تعداد پست وبلاگ ها:4748
تعداد نظرات وبلاگ ها:9593
تعداد نظرات نشريه:4760
بازديد مطالب نشريه:327132
بازديد اشعار وبلاگ ها:2911689
تعداد کاربران:1556
تعداد وب لینک ها:131
اشتراک در feed آخرین پست ها

بیستون‌عشق

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 06 فوریه 2016
در سپید - نیمایی

بیستون‌عشق
فرهاد‌کوهکنم
شیرین‌من‌بیا
به‌رویایم‌در
بیستون‌عشق
تا‌بتراشم‌به‌سنگ
سخت‌نقشی‌زپیکرت
که‌همدم‌تنهاییم‌شود

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 19 0 نظر
آراء این پست
0 رای

باخته‌ام

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 06 فوریه 2016
در رباعی

باخته‌ام

بیهوده‌نگاه‌را‌بدر‌دوخته‌ام

یک‌عمر‌بپای‌وصل‌تو‌سوخته‌ام

کردیم‌قمار‌عشق‌دادم‌بر‌باد

با‌خال‌لبت‌تمام‌اندوخته‌ام.........

.........................................

ای‌مرگ‌بیاززندگی‌سیر‌شدم

درپای‌جفای‌یارمن‌پیر‌شدم

یکباره‌‌بیا‌تمام‌کن‌کار‌مرا

از‌داغ‌جداییش‌زمینگیر‌شدم

.....

...................



یک‌عمر‌بدون‌عشق‌‌من‌ساخته‌ام

عمرم‌تو‌ببین‌چگونه‌من‌باخته‌ام

گفتند‌که‌یارتووفا‌نشناسد

این‌حرف‌به‌پشت‌گوش‌انداخته‌ام

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 4 0 نظر
آراء این پست
0 رای

مرا‌ندیده‌بگیر

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 06 فوریه 2016
در سپید - نیمایی

مرا‌ندیده‌بگیر

یک‌عمر‌درکنار‌تو‌ماندم

بی‌عشق‌وبی‌امید

هرگز‌مراتوندیدی

حالا‌بیا‌چون

سالیان‌گذشته

ازکنارمن‌بگذر

بیاومثل‌همیشه

مرا‌ندیده‌بگیر

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 5 0 نظر
آراء این پست
0 رای

مرا بنگر

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 06 فوریه 2016
در سپید - نیمایی
مرا بنگر
چشمانم را بدر قلاب کرده ام

د ر انتظار امدنت

وقتی که امدی

با نگاه

ویرانگرت دمی

مرا بنگر
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 5 0 نظر
آراء این پست
0 رای

شطرنج‌

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 06 فوریه 2016
در سپید - نیمایی

شطرنج‌

ای‌چشمهای‌تو
صفحه‌شطرنج‌عمر‌من
دادی‌شکست‌مرا
تو‌بدون‌کیش
تنها‌دو‌مهره‌تو‌داری
با‌قلعه‌ات‌اسیر‌تو‌هستم
راه‌فرار‌نیست
بااسب‌سرکش‌ووحشی
جولان‌تو‌میدهی
دردشت‌کویری‌دلم
دیگر‌چه‌میخواهی
من‌که‌همیشه‌بی‌کیش
هم‌مات‌تو‌هستم‌ومیشوم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 4 0 نظر
آراء این پست
0 رای

حکم اعدام

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 04 فوریه 2016
در سپید - نیمایی

حکم اعدام

عاقبت ای بی رحم حکم اعدام دلم را دادی

مهر خونین لبت را دیدم

وه که این مرگ چقدر شیرین است

در دم آخر مرگ من لبت بوسیدم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 51 0 نظر
آراء این پست
0 رای

تاریک‌ می شود

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 04 فوریه 2016
در سپید - نیمایی
تاریک‌ می شود
پلکهایت‌ را‌ نبند
تاریک‌ می شود
دنیایم
جانم‌ را‌ بگیر
نگاهت‌ را‌ نه
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 14 0 نظر
آراء این پست
0 رای

آب‌ می‌شوم

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 04 فوریه 2016
در سپید - نیمایی

آب‌ می‌شوم

در‌ چشمانت‌ خورشید

طلایی‌ جنوب

خانه‌ کرده‌ است

من‌ در‌ پیشواز نگاهت

مانند‌ برف‌ زمستان

آب‌ می‌شوم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 13 0 نظر
آراء این پست
0 رای

پناهد انسان اگر به یزدان چه باکش از زجر مکر انسان

ارسال شده توسط ابراهیم حاج محمدی
ابراهیم حاج محمدی
در سوّمین روز از چهارمین فصل سال 1339 هجری شمسی به تاوان اینکه پدر پدر پدرانم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 03 فوریه 2016
در غزل
شــکفــته در جانـت انتـظاری اگـــر کــه  از آفتـــاب  داری
چرا پـس، از پر گشودن از عشق نـور ناب اجتناب داری؟
 
گل است گل این که می دمد هر سپیده دم با طلوع خورشید
خطر نیندیــش اگر که چـون غنـچه از نسیم اضطراب داری
 
گمان نپــرور که ابتـــلا بر جنـــون دلـــدادگـــی اســت آسان
بوالَم آســوده، تن بیاســـا  اگـــر که تــرس از عـــذاب داری
 
پناهد انسان اگر به یزدان چه باکـــش از زَجرِ مَکـر شیطان
به غفلتـــی از خـدا بـه دُوران اگـــر کـــه حالـی خراب داری
 
به چنگ یأسی اسیـــر آیا که شـــور و شوقی نمـانده در تو
شعف بنـــوشی به شور مستی،خجســـته پا بر رکاب داری؟
 
به هر چه روی آوری همانی همان بدان ای که در سرشتت
همیـــشه ــ  از بدو آفرینـــش الی الأبـد  ــ قبلـــه یاب داری
 
نلاف اگر مرد راه عشقی به حق پرستی خلوص این است
چه طــرف بنـــدی از آن اگــر از نفـــاق بر رو نقاب داری
 
تو را که هســـت ادّعــا خدا را فقط پرستنده ای به اخلاص
کــــدورت آکنـــدگی  نزیبـــد اگـــر  در  آئیـــنه قـــاب داری
 
مجال بالیدنت فراهـــم شود به عشق از چه ای زمینگیر؟
به عشــق اگر آسمـان نوردی، بدان که حسن المآب داری
 
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 36 0 نظر
آراء این پست
0 رای

مرلین

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 03 فوریه 2016
در پست مدرن

چشم از غروب وحشی دیوار می بندم

چشم از هوای مرده با یک دار می بندم

عاشق تر از آنم که بعد از سال ،گیسویت

روی تن این تخت هر شب جات و خالی کرد

بغض از گلویم منفجر شد ، بمبِ باران شد

یک صاعقه ، یک خاطره ابرا رو خالی کرد

نم نم سکوتم غصه ی دیوانگی می شد

بوی بهار از خانه ی همسایگی می شد

حس کرد ، اما شهرمان دیوار برلین داشت

جادوگری می کرد و قصد جان مرلین داشت

علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 35 0 نظر
آراء این پست
0 رای

عشق های خیابانی

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 03 فوریه 2016
در عاشقانه ها

عشق های خیابانی

عشق هایی که در خیابان است
همه پوشالی و پر از ننگ است
عشق پاک قدیمی من و تو
باز دیدی چقدر پررنگ است
عشق یعنی همیشه یکرنگی
یک دل پر صفا به هم دادن
نه که با نامه های رنگارنگ
درس جور و جفا به هم دادن
خاطراتم قدیمی و شیرین
چشمهایت همیشه دریایی
گفته ام بارها که حرف دلم
تو عزیزی همیشه زیبایی
کاش آهی که می کشم از دل
دل بی مهر تو بلرزد
تا بدانی همیشه دل سنگی
دل تو عاشقی نمی داند
من بگویم زفصل سرد دلم
تو بگویی زگرمی بازار
باوفا عشق ما قدیمی است
پس چرا می دهی مرا آزار
در کلاسی که درس می خواندم
گفت با من معلمم این حرف
عشق هایی که در خیابان است
زودتر آب می شود از برف
حال عمرم گذشته و دیدم
درس جبر زمانه را خواندم
عاشقی درس پر مشقت بود
من به پای وفای تو ماندم
نامه هایی که پر ز تزویر است
متنشان را دگر نمی خوانم
منتظر هم دگر نمی مانم
دلبرم، آرزویم، امیدم
حرفهایت دروغ و تکراری
و دلم را که عاشق پاکی است
تو کشاندی به مرز بیزاری

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 45 0 نظر
آراء این پست
0 رای

مونس شبها

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 03 فوریه 2016
در غزل

مونس شبها

افسرده هستم و تنها فقط همین
عکس تو مونس شبها فقط همین
از درد دوری تو بدان زجر میکشم
بینم تو را همیشه به رویا فقط همین
بابای پیر منتظر و چشم بر در است
هستی برای من همه دنیا فقط همین
این رسم عاشقی نبود با وفا پسر
بابا حمید مانده چه تنها فقط همین
دیوار خانه مرا زجر میدهد
عکست زند بوسه به لبها فقط همین
تا زنده ام بیا که بگویم چه میکشم
عاشق ترین پرنده ی دنیا فقط همین

برچسب ها: مونس شبها
بازدید: 24 0 نظر
آراء این پست
0 رای

جوجه اردک زشت

ارسال شده توسط حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی
حمیدرضا عبدلی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 03 فوریه 2016
در غزل

جوجه اردک زشت

من جوجه اردک زشتم فقط همین

عمری ز عشق نوشتم فقط همین

من ساده ام و پاک سرشتم فقط همین

چون غنچه های باغ بهشتم فقط همین

اینجا به ساده ها مجالی نمی دهند

درد دل است که نوشتم فقط همین

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 21 0 نظر
آراء این پست

تو بُردی و خوردی، حقوقِ مردمِ غافل

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 02 فوریه 2016
در سایر..

نوع قالب شعر : خوشه ای یا متغیر

 

تو  بُردی و خوردی، حقوقِ مردمِ غافل

هزار باره شکستی، تو عهدِ خود به محافل

نخورده ای تو شرابی؟ نبوده ای تو خرابی؟

چرا به چهره کشیدی، هماره هان که  نقابی؟

شراب خوردم و مستم، ولی دلی نشکستم

تو اهل قال و قیامت، من این که باده پرستم

نشسته ام که بیینم، پلانِ آخرِ بازی

که کیست مردِخدایی؟ کِه بوده بنده ی قاضی؟

»

خزر قیامت کبرا

خزر شود که معما

خزر خزر چه خزانی

خطر خطر همه دریا

نشانه شاعرِ غافل؟!

همین به چامه سرودم

تو بک بکت  بسرودی

من این سروده ی یکتا

صدای هق هق گریه ،

 صدای ناله ی کودک

ز رودکی بنویسم

عبارتی که ز رودَک[1]

»

در منزلِ غم فگنده مفرَش، ماییم

وز آب دو چشم دل پُر آتَش، ماییم

عالم چو ستم کند، ستمکَش ماییم

وقتِ خوشِ روزگارِ ناخَوش، ماییم[2]

 

13 بهمن 1394  طارق خراسانی

پ . ن

[1] . رودک (سمرقند) ناحیه‌ای است در اطراف سمرقند که می‌گویند[چه کسی؟] رودکی، شاعر سامانی، در روستای بَنُّج آنجا به دنیا آمده است و از این رو تخلص خویش را رودکی گذاشته است.

[2] . رباعی از حضرت رودکی ست

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 70 0 نظر
آراء این پست
0 رای

ای موجهای گیسویت دربادها رها

ارسال شده توسط سید علمدار ابوطالبی نژاد
سید علمدار ابوطالبی نژاد
سیدعلمدارابوطالبی نژاد تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 01 فوریه 2016
در غزل

 

 

 

 

ای موجهای گیسویت دربادها رها              

پُربوستان عشقت از نارنج بوسه ها

دل می دهی به حرف دلم درشب غزل

یامی کنی فریضه ی لبهات را ،ادا

تب کرده بود پیکرتودرحضوردل

بیدارگشتی ازتب وگفتی چه بود، ها!

دادم تکان دودست دلم رابرای تو

می کردسیر،دخترگیس تودر فضا

زیبای دل به سیر ِتنت می بری مرا

یامی کنی به حسرت گلگشت، مبتلا

ای هرچه هست درهمه عالم به یک دمت

ای هرچه نیست ،گشته به اذن شمافنا

همچون منی کجاورسیدن به وصل تو

همچون منی کجا و لب چشمه ی بقا

آغوش تست جنت ِموعود ِچون منی

گر مرگ هست راه رسیدن، بگو بیا

 

 

 

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 55 0 نظر
آراء این پست
0 رای

فاتحِ مَرزِ پُرگُهر آمد

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 31 ژانویه 2016
در غزل


  

   گل نوري كه در سحر آمد

    ماه من بود، كز سفر آمد

    در سرايي كه عشق مي خواندند

    ديو رفت و فرشته در آمد

    فتنه ي چرخ، ديده بود آن پير

    در پي دفع فتنه گر آمد

    گرچه از شرق سرزند خورشيد

    آفِتابم ز غرب بر آمد

    پُر گُهر مَردِ ايزدِ سبحان

    فاتحِ مَرزِ پُرگُهر آمد

    عاقبت بر نجاتِ محرومان

    ديدم از غيب يك نفر آمد

    مرغ طوفانزده بجان بگريخت

    دید چون موجِ پُر خطر آمد

    مُنتَظِر بودم عاشقي آيد

    اهل دل را كه مُنتَظَر آمد

    مژده ياران قيام عالم را

    در سحرگاهم اين خبر آمد

    طارقا روبهان نمي مانند

    گر ببينند شیرِ نر آمد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 12 0 نظر
آراء این پست
0 رای

ماهی قرمزم

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 28 ژانویه 2016
در پست مدرن

با دست های یخ زده
با چشم های غم زده
با قرص های وحشی ام
هرشب به خواب رفت
در حسرتم چرا
می ترسم از ، چرا
عشق کذایی ام
با انقلاب رفت
آشوب بعد مرگ
رگباری از تگرگ
ماهی قرمزم
حالش خراب ، رفت
علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 84 0 نظر
آراء این پست
0 رای

شد باده در جام ، الحمدلله

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 25 ژانویه 2016
در غزل

شد باده در جام ، الحمدلله

دل شاد و بر کام، الحمدلله

گفتم که شاید، شورش کندغم

کان خُفته آرام ، الحمدلله

دنیا به کامِ ، خامانِ درگاه

شاد است اگر خام ، الحمدلله

خوش نامی تو، زاهد مبارک

من مست و بَد نام ، الحمدلله

 بودم اسیرِ غوغای چشمی

جَستم کز آن دام ، الحمدلله

آغاز طارق، انجام غم بود

 آغاز و انجام، الحمدلله

۱ خرداد ۱۳۹۲

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 129 0 نظر
آراء این پست
0 رای

داری از عشقِ این دلِ دیوونه رد میشی

ارسال شده توسط کامل غلامی
کامل غلامی
کامل غلامی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 21 ژانویه 2016
در ترانه

داری از عشقِ این دلِ دیوونه رد میشی
داری بلد میشی، تو داری خیلی بد میشی

 رفتی و یک عاشق شده دنیاش زندونی
 تو میدونستی که بری، تنها نمیمونی

 از بین مون اینجا یکی هر شب غزل خونه
 اونی که بسته ساکشو هرگز نمیمونه

چشماتو بستی رو به دنیایی که روشن نیست
 تو این جهانِ گنده هیچ جایی واسه من نیست

عکساتو میذارم کنار شمعدونی هام
 تا حس کنم رفتی و حالا من چقد تنهام

 تو رفتی و اومد سراغم قرص و بیداری
 تو رفتی تا من مطمئن شم دوستش داری


#کامل_غلامی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 181 0 نظر
آراء این پست
0 رای

داری از عشقِ این دلِ دیوونه رد میشی

ارسال شده توسط کامل غلامی
کامل غلامی
کامل غلامی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 21 ژانویه 2016
در ترانه

داری از عشقِ این دلِ دیوونه رد میشی

داری بلد میشی، تو داری خیلی بد میشی

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 0 0 نظر
آراء این پست
0 رای

بهشت

ارسال شده توسط آرزو نوری
آرزو نوری
فوق لیسانس علوم ارتباطات- روزنامه نگار
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 20 ژانویه 2016
در سپید - نیمایی

 

 

بهشت
زیر پای من نیست
در دستهای کوچک توست
که پرچم تمام کشورها را
سفید می کشی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 258 0 نظر
آراء این پست

درد

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 19 ژانویه 2016
در ترانه

با دست های مرده ی باران
از چشم های خیس خیابان
مثل سکوت پنجره تنها
چشمان پر ستاره ی زنها
یک آسمان بهانه تراشی
بهتر که سهم بوم نباشی
نقاش چهره ی مَردم
در واپسین دقایق دردم
باید که حال سوختنم را
سوراخ های پیرهنم را
در لابه لای شعر بریزم
من ناخدای چاره گریزم
علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 178 0 نظر
آراء این پست
0 رای

رگ خورشید

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 18 ژانویه 2016
در غزل

 

دلبرم راهِ خدا رفت و از آن بالا شد
عشق ورزید و چنین گوهر بی همتـا شد

از من ای دوست نصیحت، تو بیا عشق بورز
ذرّه عاشق شد و خورشـید جهان آرا شد

کوری چشم حسودان چمن، سروِ سهی
پیشه بر راستی آورد و چنین زیبا شد

قطره ی خفته به رخسار گلی، بادش بُرد
وانکه دل بُرد ز گل، خود غزلِ دریا شد

رگِ خورشیدِ پُر از نور، شبی چون نوشید
چشمِ جان، پیر نظر گفت: «عجب بینا شد!!»

بلبل آن قول و غزل هیچ ندانست، ولی
چهره ی گل به چمن دید و چنان شیدا شد

مانده بودم به چه سان باز شد آن باب نجات
دلبرم گفت: « به دستانِ یکی دانا شد»

صحبت عشق دراز است و پس از ما طارق
دلبران در رَه و  آن زمزمه ی فردا شد

24 تیر1392

طارق خراسانی

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 167 0 نظر
آراء این پست
0 رای

می میرم

ارسال شده توسط سجاد صادقي
سجاد صادقي
برچسب شاعريم زده اند بايد كه فرد لايقي باشم دور از تمام عنوان ها سجاد صادقي ب
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 18 ژانویه 2016
در غزل

با چشمک ناز همسری می میرم
با شیوه ی خوب دلبری می میرم
از روی علاقه ی شدید قلبی ...
با رنگ قشنگ روسری می میرم
هر لحظه به شیوه ی تازه تری ...
یک روز به سبک دیگری می میرم
تا خسته و آزرده نگردی بانو ...
با طرح قشنگ و بهتری می میرم
هرلحظه بگو که در چه حالی،قطعا
از دوری و از بی خبری می میرم
کافیست بفهمم که نمی مانی تو
وقتی که از آسمانم بپری می میرم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 242 0 نظر
آراء این پست

با چتر به خیبان بیا

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 17 ژانویه 2016
در سپید - نیمایی

باچتر به خیابان با
امروز
بهترین ترانه ام را
سروده ام
باران ...
علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 116 0 نظر
آراء این پست
0 رای

و عشق آنجا بود گفتی دوستت دارم

ارسال شده توسط سید علمدار ابوطالبی نژاد
سید علمدار ابوطالبی نژاد
سیدعلمدارابوطالبی نژاد تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 15 ژانویه 2016
در غزل

 

 

 

آن شب چه زیبا بود گفتی دوستت دارم

تصمیم کبری بود گفتی دوستت دارم

درکوچه باغ عشق زیربیدمجنونی

هنگامه برپا بود گفتی دوستت دارم

درخواب می دیدم ،ولی نه ،گاه بیداری

مانند رؤیا بود گفتی دوستت دارم

ازاشتیاق عاشقی، پُر،چشمهای تو

غرق تمنا بود گفتی دوستت دارم

درقایق شیدایی ودر شرجی احساس

برموج دریا بود گفتی دوستت دارم

توبودی ومن بودم ودیگرکه؟...می خواندی

و عشق آنجا بود گفتی دوستت دارم

حس کرده بودم که خدای عشق هم آنجا

آن لحظه با ما بود گفتی دوستت دارم

حس قشنگی داشت آغوشت دراقیانوس

یا در ثریا بود گفتی دوستت دارم

فارغ زهرقیدی دلت راهدیه می کردی

بی هیچ اما بود گفتی دوستت دارم

چون یوسف ام می خواندی ودرچشمهای تو

مهر زلیخا بود گفتی دوستت دارم

بر دفتر سرخ و سپید گونه های تو

امضای لبهابود گفتی دوستت دارم

من گفته ام عشق منی تاهستم وهستی

حرف توتنها بود،گفتی:«دوستت دارم»

 

 

 

بازدید: 237 0 نظر
آراء این پست
0 رای

(مثنوی) زخمِ بروی شانه

ارسال شده توسط باقیدارامید«بیگزاد»
باقیدارامید«بیگزاد»
درقریه سبزسموچ ولسوالی( شهرستان) مرکزبهسود ولایت (استان) وردک سال: 1344 تولد دور
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 13 ژانویه 2016
در غزل

ازخانه ی اجدادی سهم ام تیرمانده

زخمِ بروی شانه اززنجیرمانده

فریادهای خسته اندرسینه دارم

بادرد هایم نسبتِ دیرینه دارم

ازقلعه قلعه ، درارزگان خِشت باقیست

ازکرده هاشان، خاطرات زشت باقیست

من راویی تاریخِ خونبارم برادر

من شاهدِ آویختنِ دارم برادر

من حاملِ دردِ عروسِ سینه چاکم

من هم شریکِ خطه ی این آب وخاکم

هرچه شرنگِ تلخِ دنیا ، شد نصیبم

« من گرچه اینجاآشیان دارم غریبم»

مشتی ستمگر، باده ی خون سرکشیدند

آتش بجان هرچه خشک وترکشیدند

راهِ هزاران ساله را دیوارکردند

میراثِ اجدادیِ ما آوارکردند

عقدِ پسربامادرش گویا، که بستند

شهمامه وصلصال رادرهم شکستند

دستانِ پینه بسته مدیونِ شمانیست

این دست هاآلوده درخونِ شمانیست

درآسمانِ شب ، شبیه اخترانیم

 ماوارثینِ عفتِ چِل دخترانیم

بس کن برادر ! باتوما هم سرنوشتیم

درساخت این خانه شبیهِ سنگ وخشتیم

 

باقیدارامید « بیگزاد »

18/2/1394

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 254 0 نظر
آراء این پست

آل سقوط

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 12 ژانویه 2016
در غزل

 

مردانگی و شکوه و عزت داریم

بر خاک وطن همیشه غیرت داریم

 

سربند حسین نقش پیشانی ماست

عشقی که به اهل بیت و عترت داریم

 

آزاده از آنیم که در ملک علی

از هرچه معاویست نفرت داریم

 

تنها نگذاریم اگر کشته شویم

با عشق ولی دوباره رِجعت داریم

 

ای قوم شکمباره بدانید که ما

حیدر صفتیم و ارج و همت داریم

 

تاریخ گواه عشق دیرینه ی ماست

بی ریشه شمائید که قدمت داریم

 

دیروز منای خون و امروز «نِمر»

از کینه ی این خبیث حیرت داریم

 

هرچند زمان خویشتن داری ماست

در وقت عمل همیشه شدت داریم

 

درمکتب ما طفل زبون است سعود

بر طفل نشسته درس عبرت داریم

 

بر شیر وطن دوباره گر پارس کند

برگردن او طناب خفت داریم

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 281 0 نظر
آراء این پست
0 رای

باور نکن

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 11 ژانویه 2016
در ترانه

با این که تو تنها نمی مونی

هر روز از فکرت پریشونم

می دونم این و که چقد سخته

فهمیده باشی من یه دیوونم

حالم مثه روزای دیروزه

فردا یه حال دیگه ای دارم

باور نکن وقتی که می خندم

این زندگی رو دوست می دارم

...

علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 172 0 نظر
آراء این پست
0 رای

رمزبیداری

ارسال شده توسط محمدیزدانی جندقی
محمدیزدانی جندقی
محمدیزدانی جندقی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 08 ژانویه 2016
در سپید - نیمایی

 هرشب
زمین لرزه می آید,
زیرسقفی بی ستون
شعله می دوانَد در من
شمعی شیشه ای
با کمانه ی رنگین گمانه ای
 نجوا برلب
 کوچه نشین ِ دوره گردم
چه قَدرَخانه به رود خانه
می ریزد
تکه تکه قلب ِ  سنگی شناور
از شمال تا جنوب شهر
چه راه بندان ِ شدیدی
چه راه بندان ِ شدیدی
در تن لرزه های ِپیاپی
نگاه !!!
یک انسان هزار ساله   
میانِ مردم راه می رود
او که نامش
روی لب ها
رمزبیداری  است
به هوش
خاطر خاموش و خفته ی من !
هرگاه زمین لرزه می آید

محمد یزدانی جندقی تهران تابستان 94
 

چه دستــاوردت از رنگین کمالی بهتر است آیا

اگــر رنگیـــن گمـــانت تا قباحـــت پل نمی بندد
ابراهیم حاج محمدی

این بیت جناب  استاد ابراهیم حاج محمدی  با مضمون قیامت در ذهنم بود

اما در مجموع من تحت تاثیر واژه سازی شاعر قرار گرفتم رنگین کمال رنگین کمان و رنگین گمان

 
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 284 0 نظر
آراء این پست
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت