نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5654
تعداد پست وبلاگ ها:5152
تعداد نظرات وبلاگ ها:9663
تعداد نظرات نشريه:5597
بازديد مطالب نشريه:528998
بازديد اشعار وبلاگ ها:5119100
تعداد کاربران:1502
تعداد وب لینک ها:131
مريم انصاری فر

مريم انصاری فر

مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.

تا به کی باید تحمل کرد ...

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 11 سبتامبر 2017
در غزل
 
می توان در فیلم هایت فتنه و آشوب را...
رقص در کاباره و نوشیدن مشروب را...
 
"گرمی مستی که می آید به رگ های تنت" 1
از لبت آهنگ آن خواننده ی محبوب را...
 
عادتم دادی به وافورت،به دود و نشئگیت
تا نبینی بعد از این تریاک نامرغوب را
 
حس "حمال الحطب" بودن عذابم می دهد 2
گُرده ام نگذار دیگر تکه های چوب را!
 
بی خیالی های موسی ... ضرب و شتم عبریان
تا به کی باید تحمل کرد این سرکوب را؟
 
مثل توکاهای بام "خانه‌ی سریویلی" 3
ترک خواهم کرد روزی لانه ی مخروبه را
 
 
1: گرمی مستی میاد توی رگ های تنم ( اردلان سرفراز ) 
2: و إمرأته حمالة الحطب ( سوره ى مسد )
3: خانه ى سريويلى ( على اسفنديارى )
 
 
مريم انصارى فر
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 181 0 نظر
آراء این پست
0 رای

ای کاش کافر می شدم!

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 23 جولای 2017
در غزل
 
کاشکی باران رحمت یا که نوحی داشتم
در نبرد زندگی "فتح الفتوحی" داشتم
 
مثل سربازی که عمری تحت امر شاه بود
لااقل در "خانه ی آخر" شکوهی داشتم
 
کاش با نفرین من این قوم در هم می شکست
یا پس از تبلیغ آیینم گروهی داشتم
 
در نزاع بین مردم سر بریدن ها نبود
گوسفندی آسمانی روی کوهی داشتم
 
درد جسمی فقر و تنهایی بلای بهتریست
مردم از بس صبر کردم درد روحی داشتم
 
من مسلمانم ولی ای کاش کافر میشدم
تا برای ضجه های خود صبوحی داشتم
 
 
مريم انصارى فر
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 366 0 نظر
آراء این پست
0 رای

دموکراسی کلمات!

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 17 جولای 2017
در سایر..
01
سرنوشت من شبیه همان بره ی آسمانی معصوم است
همان بره ی آسمانی معصوم
که جریان قانونمند حیات
از چرخه ی اصلی خارجش ساخت
و گلبول های سپیدش را
به سجده انداخت.
 
 
 
02
بعضی از آدم ها
ندانسته
رکورد گینس را می شکنند
مثل تو
که دلم را
هزاران بار شکستی!
 
 
03
برگ های آخر تاریخ را ورق می زنم
زیر اسامی خط قرمز می کشم
و با خود می اندیشم
"خدا نویسنده خوبی است
اگر داستان هایش
 پایانی "باز" داشته باشند..."
 
 
04
تو روی خط تالوگ به دنیا آمدی
و روی خط تالوگ از دنیا رفتی
و یک روز غواص ها بدنت را
از میان صدف ها بیرون کشیدند
و بچه ها هیچ راهی نداشتند 
جز اینکه باور کنند
" انسان موجودی اجتماعی است. "
 
 
05
کسی آن طرف خط منتظر مانده است
تا من
فرق بین غسال خانه و مریض خانه را بفهمم
و به خاطر بیاورم
بعد از هر سلام
لزوماً كلامی نیست
و به خاطر بیاورم
چقدر با قرص هایم مهربان بوده ام
و با صندلی های خاکستری
که هر هفته خاکستری تر می شد
و صدایی که هر هفته بلند تر نمره ام را می خواند
که با بی حوصلگی تمام
نمره ام را می خواند
بعدی...
بعدی...
بعدی...
و به خاطر بیاورم که آیا
 بعدی هم وجود دارد یا نه!؟
 
 
06
موزه های مردم شناسی
بهترین جای جهان اند
جایی که می شود آسوده گام برداشت
به تک تک آدمک ها سلام داد
و در کنارشان
عکس یادگاری گرفت
 
 
07
"عشق" واژه ای "عربی" است
و مصدری "لازم"
که برای آموختنش باید
"زمان" زیادی  "صرف" کنم.
 
 
08
وقتی بینی "پینوکیو"
از تلویزیون بیرون می زند
و پایش از رادیو 
به روزنامه ها
و از روزنامه ها 
به خیابان ها می رسد
حس می کنم 
سرزمینی که در آن زیسته ام
جز "سرزمین عجایب" نبوده و نیست
 
 
09
" تو" پرچم های زیادی را
درون " ماشین لباس شویی " انداختی
و بی تفاوت
دکمه ی " شروع " را زدی
غافل از آنکه رد هر پرچمی
روی پرچم دیگرست
و "ما" در '" پایان"
تنها یک مشت
پارچه ی رنگی هستیم.
 
 
10
چه موسیقی متنی
 در دل این شهر جان گرفت!
چه سازهایی
سازه هايی
 در جای جای
 زبان باز کردند!
چه نت هایی
به دامان هم چنگ زدند...
تا رساترین و بم ترین صداها
صدای تو باشد
" بم" !
 
 
 
مریم انصاری فر
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 340 0 نظر
آراء این پست
0 رای

تنهاییاتو تازه می فهمم!

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 08 جولای 2017
در چارپاره
 
تنهاییاتو تازه می فهمم
تنهاییای دردناکت رو
دارم به جای تو تو آغوشم
قالیچه ی پهن رو خاکت رو
 
می ترسم از جمعیت حاضر
اینا که سر تا پا سیاپوشن
اینا که از بس خودزنی کردن
افتادن و یک گوشه بیهوشن
 
می ترسم از رد گلابی که
رو صورتم میریزه ناغافل
از اسم تو رو دسته های گل
از چای با خرما و عطر هل
 
نه میره فکرت از خیال من
نه میره غم از توی تن پوشم
نه پرچما از روی دیوارا
نه صوت عبدالباسط از گوشم
 
من کوچه ها رو دور خواهم زد
تا راه خونه دورتر باشه
تا اینکه ماه خونه برگرده
از ماه شب پر نورتر باشه
 
تنهاییاتو تازه میفهمم
تنهاییای دردناکت رو
دارم به جای تو تو آغوشم
گل های مریم روی خاکت رو
 
مریم انصاری فر
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 270 0 نظر
آراء این پست
0 رای

دنیای من بعد از تو دنیای تناقض هاست!

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 12 آوریل 2017
در چارپاره
 
وردی بخوان افسون تو کاراتر از قبل است
با چوب دستی آمدی پس ساحری کن باز
گرگینه ی من حمله ور شو سمت خرگوشت
هر تکه ام را گوشه ای از لانه ات بنداز
 
مانند گل در جامه ای خاکی فرو رفتم
حقا که نور مهلکی بر جان من بودی
من دختری رعیت که از ارباب می ترسید
هم خون فرزندم شدی چون خان من بودی
 
دنیای من بعد از تو دنیای تناقض هاست!
کیهان پس از یک انفجار ساده پیدا شد
بودا نه در جنگاوری و فتح کشورها
بودا به زیر سایه ی انجیر بودا شد
 
شاید نباید تحفه ات را می پذیرفتم
پایان این ده سال چیزی جز خوش اقبالیست
بدرود ای شهر تروا ، شهر معبدها!
نفرین به آن اسبی که می گفتند توو خالیست
 
 
مریم انصاری فر
 
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 711 0 نظر
آراء این پست
0 رای

"صداهای زیر"

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 28 دسامبر 2016
در چارپاره

زمان میبره رام این وضع شم

ولی آخر قصه کوتا میام

همیشه همین طوری با مشکلام

شبیه یه سایه فقط را میام

 

مث ساعت روی دیوارم و

به چرخیدنم ، موندنم راضی ام

واسه عقربک ها مهم نیست وقت

چه ناخوش چه خوش غرق این بازی ام

 

شبیه "تفنگای برقی ام" و

به "رایانکا" وصل میشه تنم

هدف های  من واقعی نیست ، نه!

چه "مرغابیایی" رو هی میزنم

 

خبرهای داغ توو نشریه هام

به یغما ببر کل حرفام رو

منو پاره کن زیر پاها بریز

نشونم بده لااقل جام رو

 

نتای سیاهو کنارم بچین

سکوتم از این لحظه آغاز شد

میون "صداهای بم" هم گمه

"صداهای زیری" که آواز شد

 

زمان میبره رام این وضع شم

ولی آخر قصه کوتا میام

همیشه همین طوری با مشکلام

شبیه یه سایه فقط را میام

 

مریم انصاری فر

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 892 1 نظر
آراء این پست

حرف های تازه موکلت!

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 16 مارس 2016
در چارپاره

مانده ام چگونه جذب این قشنگی ات کنم

خسته از گلوله و لباس جنگی ات کنم

طی رفت و آمد شبانه ستارگان

ناگهان اسیر خواب های رنگی ات کنم

 

مانده ام چگونه در کنار سیم خاردار

بعد جیغ و خون و لاشه های مانده در حصار

دل دهم به ماجرای خوب با تو بودنم

بشکند سکوت جاده با صدای انفجار

 

کشف معدن جدید پول در زباله دان

کودتا علیه قبر چند تکه استخوان

انتقاد رسمی از حضور غیر رسمی

قشر بی شمار زن به صحنه ی جهان

 

خسته ام از این شکوه کاذب شمایلت

گوش کن به حرف های تازه موکلت

گوش کن به اعتراف ان زنی که سالهاست

ذره ای هم از محبتش نرفته در دلت

 

این زنی که واقعا درون خانه شاد نیست

هر کجا که می رود اقامتش زیاد نیست

سرزمین به سرزمین گذشته و هنوز هم

با کسی در این کویر تشنه هم نژاد نیست

 

مریم انصاری فر

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1363 2 نظر
آراء این پست
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت