نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5654
تعداد پست وبلاگ ها:5152
تعداد نظرات وبلاگ ها:9663
تعداد نظرات نشريه:5597
بازديد مطالب نشريه:528998
بازديد اشعار وبلاگ ها:5119103
تعداد کاربران:1502
تعداد وب لینک ها:131

چارپاره

13 آبان

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 04 نوامبر 2017
در چارپاره

#حنظله_ربانی
#چهارپاره
#سیزده_آبان

به مناسبت گرامیداشت 13 آبان و  روز دانش آموز
ـــــــــــــــ

روز ، روز شکوه باورهاست
عاشقی را دوباره تمرین کن
سبز شو در برابر دشمن
سرخ ، خود را فدایی دین کن

روز زرّین دانش آموز است
دانش آموزی آفتابی باش
با تو ایران بهار می ماند
پس بمان سبز و انقلابی باش

باش " فهمیده " ، بابصیرت ، چون
کفترانی که بی ریا رفتند
مثل آنان که در چنین روزی
پر گشودند و تا خدا رفتند

سروهایی که در برابر حق
سجده کردند و روسپید شدند
غزل سرخ عشق را خواندند
لاله لاله ، همه شهید شدند

واژه واژه شدند جاری تا
واژگون شد خطوط استکبار
پای طاغوت را قلم کردند
وَ سروده شدند معنادار

روزی از جنس روزهای خداست
قدر آن قدر لیله القدر است
برکاتش برای ما این " روز "
پربها مثل غزوه ی بدر است

پس بیا تا توان به تن داری
حرمتش را بدار فرزندم !
تا همیشه شعارت این باشد :
« من به این انقلاب پابندم »

حنظله ربانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 74 0 نظر
آراء این پست

سوءتفاهم

ارسال شده توسط سجاد صادقي
سجاد صادقي
برچسب شاعريم زده اند بايد كه فرد لايقي باشم دور از تمام عنوان ها سجاد صادقي ب
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 07 اکتبر 2017
در چارپاره

لبخند مرا بس بود
چشمک که زدی مردم
چشمان خودم را من
با دست خود آزردم

تقصیر خود من بود
دیدار نگاه تو
از چاله که بیرون شد
افتاد به چاه تو

چشمان غریب من
معصوم تر از آب اند
کابوس که نه رویا
بیدارن و در خواب اند

عمری نگران بودند
دلواپس و جا مانده
با دیدن روی تو
شد فاتحه ام خوانده

آه ای شکر نایاب
زیبایی افسون گر
کی میکنی از دردم
از داغ دلم کمتر ؟


یک ترس غم انگیزی
از آب شدن دارم
شمعم که میلی به
بی تاب شدن دارم

والله که بعد از تو
سوء تفاهم شد
در دایره ی قسمت
سهم دل من گم شد

لبخند زدی اما
حالم نم باران داشت
چشمک که زدی جانم
سودای بیابان داشت

بیمارم و بی تابم
محتاج نگاه تو
هرجای جهان هستی
الله پناه تو

 

#سجاد_صادقی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 77 2 نظر
آراء این پست

تنهاییاتو تازه می فهمم!

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 08 جولای 2017
در چارپاره
 
تنهاییاتو تازه می فهمم
تنهاییای دردناکت رو
دارم به جای تو تو آغوشم
قالیچه ی پهن رو خاکت رو
 
می ترسم از جمعیت حاضر
اینا که سر تا پا سیاپوشن
اینا که از بس خودزنی کردن
افتادن و یک گوشه بیهوشن
 
می ترسم از رد گلابی که
رو صورتم میریزه ناغافل
از اسم تو رو دسته های گل
از چای با خرما و عطر هل
 
نه میره فکرت از خیال من
نه میره غم از توی تن پوشم
نه پرچما از روی دیوارا
نه صوت عبدالباسط از گوشم
 
من کوچه ها رو دور خواهم زد
تا راه خونه دورتر باشه
تا اینکه ماه خونه برگرده
از ماه شب پر نورتر باشه
 
تنهاییاتو تازه میفهمم
تنهاییای دردناکت رو
دارم به جای تو تو آغوشم
گل های مریم روی خاکت رو
 
مریم انصاری فر
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 270 0 نظر
آراء این پست
0 رای

دنیای من بعد از تو دنیای تناقض هاست!

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 12 آوریل 2017
در چارپاره
 
وردی بخوان افسون تو کاراتر از قبل است
با چوب دستی آمدی پس ساحری کن باز
گرگینه ی من حمله ور شو سمت خرگوشت
هر تکه ام را گوشه ای از لانه ات بنداز
 
مانند گل در جامه ای خاکی فرو رفتم
حقا که نور مهلکی بر جان من بودی
من دختری رعیت که از ارباب می ترسید
هم خون فرزندم شدی چون خان من بودی
 
دنیای من بعد از تو دنیای تناقض هاست!
کیهان پس از یک انفجار ساده پیدا شد
بودا نه در جنگاوری و فتح کشورها
بودا به زیر سایه ی انجیر بودا شد
 
شاید نباید تحفه ات را می پذیرفتم
پایان این ده سال چیزی جز خوش اقبالیست
بدرود ای شهر تروا ، شهر معبدها!
نفرین به آن اسبی که می گفتند توو خالیست
 
 
مریم انصاری فر
 
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 711 0 نظر
آراء این پست
0 رای

"صداهای زیر"

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 28 دسامبر 2016
در چارپاره

زمان میبره رام این وضع شم

ولی آخر قصه کوتا میام

همیشه همین طوری با مشکلام

شبیه یه سایه فقط را میام

 

مث ساعت روی دیوارم و

به چرخیدنم ، موندنم راضی ام

واسه عقربک ها مهم نیست وقت

چه ناخوش چه خوش غرق این بازی ام

 

شبیه "تفنگای برقی ام" و

به "رایانکا" وصل میشه تنم

هدف های  من واقعی نیست ، نه!

چه "مرغابیایی" رو هی میزنم

 

خبرهای داغ توو نشریه هام

به یغما ببر کل حرفام رو

منو پاره کن زیر پاها بریز

نشونم بده لااقل جام رو

 

نتای سیاهو کنارم بچین

سکوتم از این لحظه آغاز شد

میون "صداهای بم" هم گمه

"صداهای زیری" که آواز شد

 

زمان میبره رام این وضع شم

ولی آخر قصه کوتا میام

همیشه همین طوری با مشکلام

شبیه یه سایه فقط را میام

 

مریم انصاری فر

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 892 1 نظر
آراء این پست

جانم غلام نرگس مستت هماره باد

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 08 نوامبر 2016
در چارپاره

جانم غلام نرگس مستت هماره باد

بر سر مرا که سایه دستت هماره باد

 

گفتی گسسته ای ز همه ناکسان دهر

با همدمان درد، نشستت هماره باد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 876 0 نظر
آراء این پست
0 رای

قبل تو

ارسال شده توسط سجاد صادقي
سجاد صادقي
برچسب شاعريم زده اند بايد كه فرد لايقي باشم دور از تمام عنوان ها سجاد صادقي ب
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 17 اکتبر 2016
در چارپاره

من خواب بودم قبل تو
بی تاب بودم قبل تو
چون یک کویری تشنه لب
بی آب بودم قبل تو

با دیدنت من سوختم
از عشق تو آموختم
چشمان آبی تو را
بر چشم هایم دوختم

بی وقفه لبریزت شدم
عشق دل انگیزت شدم
تا که بفهمانم به تو
چون غم گلاویزت شدم

بسیار می خواهم تو را
هشیار می خواهم تو را
هر لحظه که می بینمت
هربار می خواهم تو را

تو بوی باران می دهی
عشق فراوان می دهی
جان مرا میگیری و ...
اما تو باز جان می دهی

احساس تو مال من است
اسم تو در فال من است
با عشق می گویم به تو
امسال هم سال من است

 

#سجاد_صادقی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1097 0 نظر
آراء این پست

با مردم بی درد، تو از درد چه گویی؟

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 16 جون 2016
در چارپاره

با مردم بی درد تو از درد چه گویی؟

با آن رُخ گلگون ز رُخ زرد چه گویی؟

نامرد نیفکنده  مگر درد به دل ها؟

ای مرد، تو از درد به نامرد چه گویی؟

 

اسفند 1386

طارق خراسانی

پ . ن

درد آفرینان، نادان و یا بیمارند ، نادان را دانا و بیمار را باید مداواکرد.
این مهم میسر نمی گردد مگر به داروی معجزه آسای عشق...

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 992 0 نظر
آراء این پست
0 رای

دشت

ارسال شده توسط سجاد صادقي
سجاد صادقي
برچسب شاعريم زده اند بايد كه فرد لايقي باشم دور از تمام عنوان ها سجاد صادقي ب
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 07 می 2016
در چارپاره

مغز من سینمای n بعدی
سینه ام کتاب تاریخ است
قلب من تیر میکشد بی شک
زخمی از هوای مریخ است

زخمی از نگاه آدم هاست
سیبل خوبیست بطن چپم
تیر بنداز و ببین که بعد از آن
می روم گوشه ای بکپم

می روم به کوه طور خودم
تا کسی نکشته موسی را
گوش کن برادر تنی ام
چاه هم نمی خرد ما را

چاه با تمام غربت خود
ترسش از بی کسی آدمهاست
کوه هر چه قد کشید می فهمد
بیشتر از دره ها تنهاست

بیشتر شبیه رویا بود
قرن تنهایی نفس گیرم
کاش قلبم جوانه ای میزد
من برای عاشقی پیرم

من شبیه مردی که ...
خسته از انتظار باران است
در دلم نشانه هایی از ...
گرد و خاک عجیب طوفان است

گرد و خاک میکنم اما باز
نیست پشت ابر من باران
از عطش نمی هراسم چون
دشت جان نمی دهد آسان

دشت از تمام دریاها ...
از ازل تا ابد طلب کار است
آسمان اگر نمی بارد
چشمک ستاره بسیار است

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1417 0 نظر
آراء این پست

با خیالت تلو تلو بخورم

ارسال شده توسط چکاد زنده بودی
چکاد زنده بودی
دانشجوی کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی (موسیقی شناسی) دانشگاه هنر تهران،کارشناس مو
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 01 آوریل 2016
در چارپاره

 

باز با خاطرات تو باید

تا دم صبح آبجو بخورم

حقله در حلقه ی کمر بزنم

با خیالت تلو تلو بخورم

 

بی تو بودن نبودن محض است

زندگی بی تو مثل تبعید است

مومنان واجباتشان در شک

سمت قبله دچار تردید است

 

لطفا از شرق دل بتاب که صبح

دست شب جام شوکران بدهد

تا بلال از قبیله ای عاشق

سمت چشمان تو اذان بدهد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1127 0 نظر
آراء این پست
0 رای

فاجعه

ارسال شده توسط سجاد صادقي
سجاد صادقي
برچسب شاعريم زده اند بايد كه فرد لايقي باشم دور از تمام عنوان ها سجاد صادقي ب
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 29 مارس 2016
در چارپاره

 

من اتفاقی کاملا تلخم
که در جهان تو پدید آمد
رخ دادم و از چشم تو بعدش
باران رگبار و شدید آمد

 

باعث شدم تا بشکند قلبت
اندوه تو ثبت جهانی شد
هرگز نفهمیدم تو را ، بی شک
قلب تو از دستم روانی شد

 

من بارهای بار با تکرار
از عمق جانم پرپرت کردم
هروقت کارت گیر من افتاد
با حیله ها دست به سرت کردم

 

بودم کنار تو ولی انگار
از بودنم هرگز نیاسودی ...
من باعث دلشوره های تو
تو در عوض دلواپسم بودی

 

سهم تو از من سینه ای پر درد
سهم تو از من یک جهان غم بود
تو یک فرشته یک پری بودی
سهم تو در معشوق آدم بود

 

ما از دو دنیای به دور از هم
در سرنوشتی بد گره خوردیم
با آفتی در خاک یک گلدان
در انتهای عشق پژمردیم

 

با این همه اوصاف تو خوبی
کوتاهی از من بود بی تردید
تو چشم ها را شسته بودی ، کاش
این را نگاهم زود می فهمید

 

هرگز مرا اصلا نرنجاندی
یادم نمی آید که بد کردی
سوهان اعصاب تو من بودم
با بی تفاوت بودن و سردی

 

دنیای بعد از فاجعه یعنی
اینکه هنوزم دوستم داری
یک روز خیلی عاشقم هستی
یک عمر درگیری به ناچاری

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1241 0 نظر
آراء این پست

حرف های تازه موکلت!

ارسال شده توسط مريم انصاری فر
مريم انصاری فر
مريم انصاري فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 16 مارس 2016
در چارپاره

مانده ام چگونه جذب این قشنگی ات کنم

خسته از گلوله و لباس جنگی ات کنم

طی رفت و آمد شبانه ستارگان

ناگهان اسیر خواب های رنگی ات کنم

 

مانده ام چگونه در کنار سیم خاردار

بعد جیغ و خون و لاشه های مانده در حصار

دل دهم به ماجرای خوب با تو بودنم

بشکند سکوت جاده با صدای انفجار

 

کشف معدن جدید پول در زباله دان

کودتا علیه قبر چند تکه استخوان

انتقاد رسمی از حضور غیر رسمی

قشر بی شمار زن به صحنه ی جهان

 

خسته ام از این شکوه کاذب شمایلت

گوش کن به حرف های تازه موکلت

گوش کن به اعتراف ان زنی که سالهاست

ذره ای هم از محبتش نرفته در دلت

 

این زنی که واقعا درون خانه شاد نیست

هر کجا که می رود اقامتش زیاد نیست

سرزمین به سرزمین گذشته و هنوز هم

با کسی در این کویر تشنه هم نژاد نیست

 

مریم انصاری فر

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1363 2 نظر
آراء این پست

در معبد جادویی چشمت

ارسال شده توسط چکاد زنده بودی
چکاد زنده بودی
دانشجوی کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی (موسیقی شناسی) دانشگاه هنر تهران،کارشناس مو
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 01 مارس 2016
در چارپاره

وقتی نبودی طرح یک لبخند

بر طاق ایوان دلم کم بود

از خنده نقشی بود اگر بر دل

مثل ژکوند آرام و مبهم بود

 

وقتی که در تن پوش چرک شهر

چشمم گره در برق چشمت خورد

احساس من جوشید و جاری شد

خندیدی و دلمردگیها مرد

 

در معبد جادویی چشمت

بودایی از شوق لبریزم

احساس من از عشق تو پر شد

سر می روم این بار می ریزم

 

من زائرم اما به دور تو

چون رخنه کردی توی ایمانم

هر جا روی عشق اساطیری

من قبله را سمتت بگردانم

چکاد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1358 0 نظر
آراء این پست

سرباز

ارسال شده توسط سجاد صادقي
سجاد صادقي
برچسب شاعريم زده اند بايد كه فرد لايقي باشم دور از تمام عنوان ها سجاد صادقي ب
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 08 فوریه 2016
در چارپاره

ما همه سرباز این خاکیم
بیش از صد ساله می جنگیم
ای وطن ای خاک اجدادی
ما برایت خون ها دادیم

ما برای اعتلای تو
خاک آبادت وطن جانم
روز و شب ها را نمیخوابیم
سرزمین خوب ایرانم

ما همیشه حافظ مرزیم
نام ما سرباز گمنام است
روز و شب با جان فشانی ها
دشمن این خاک ناکام است

خاک تو حکم قفس دارد
کنج این زندان تو شادیم
ما اسیر خاک آبادت
ما برایت خون ها دادیم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1397 0 نظر
آراء این پست

نگاهت.....(ترانه ای تقدیم به ماه بنی هاشم)

ارسال شده توسط فاطمه حسینی فر
فاطمه حسینی فر
فاطمه حسینی فر تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 31 اکتبر 2015
در چارپاره

نگاهِت مثل مهتابه                  دوتا چشمت پُرِ آبه

برای دیدنت دریا                   تلاطم داره بی تابه

*

شکوه پرچم عشقت               تواین صحرا علم میشه

داری می ری ، نمی دونی     ستون خیمه  خم میشه

*

یه مشک خالی رو دوشِت      تو چشم لحظه ها ابره

زمان بی تابه بی تابه        زمین بی صبر بی صبره

*

نگاه  روشنت مثل                یه اقیانوس بی مرزه

به سمت علقمه می ری            دل یک دشت می لرزه

*

دل یک دشت می لرزه      اگه تو گام بر داری

تمام خلق می دونن     تو سقای علمداری

*

تو این دستت یه مشک اب     تو اون دستت علم داری

داری می ری که دستاتو      به دست عشق بسپاری

*

داری می ری نمی دونی              ستون خیمه خم میشه

شکوه پرچم عشقت                  تو این صحرا علم میشه

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 919 0 نظر
آراء این پست

"من" برون از خودم تماشایی ست

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 03 سبتامبر 2015
در چارپاره

آمدم، گُر گرفته احساسی

زیر آتش نشانِ چشمانت

گیسوانت چه سایه  ساری خوب

بهترین جان پناهِ مهمانت

 

فرصتِ عشق گفته بودی، این

آسمانِ نگاهِ تو آبی

یکنفر در تهاجم طوفان

زیر بارانِ خلسه ی نابی

 

یک کجاوه فرازِ دستانی
می رود با خیالِ جان، آرام

"من" برون از خودم  تماشایی ست
پیکری زیر خاک و "من" بر "بام"

 

یک ستاره نشانی آن بام

بر فرازی که شش ستون دارد

یکنفر زیرِ بام و می بینم

فاتحه، بوسه، ارغنون دارد

 

 8 تیرماه 1393 طارق خراسانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1113 0 نظر
آراء این پست

ز مــوج حادثـه... دردی قریب می بینم

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 09 آگوست 2015
در چارپاره

 

حقیر حضرت استاد حمید سبزواری (حسین ممتحنی) را از  بزرگ شاعران آزاده ی جهان  می دانم.


ز مــوج حادثـه... دردی قریب می بینم

شـکوهِ شــعر و ادب را غـریب می بینم

به جای شــهد و شـکر از کلام احساسم

فقـــــط ... زلالـــیِ امن یجیـب می بینم


تمام کار من امشــب... دعـا برای اوست

طبیبِ پیــــرِ خـــرد را... حبیب می بینم

دلم به شوقِ نفسهای او خودش را باخت

اگر چه دیده ی ســر، بی نصیب می بینم


تمامِ ذوقِ هنــــر... می شود خلاصه به او

بزرگمـــردِ  تواضــــع...، نجیب می بینم

و باز بنـــــدِ دلـــم پاره می شـــــود، آیا

دوباره آینـه و عطــــرِ ســیب می بینم...؟


صـــدای ملـتِ قـرآن... حمیـــد ما باشــد

خموش مانده صـدایش؟  عجیـب می بینم

دلم هـوای ورا می کنـد... دلم...، این دل

بـرای دیـدن گـل ... بی شـکیـب می بینم


فریب چرخ مخور، حرف دل شـنو طارق

ز چشـــم او که جهـان پُر فـریب می بینم

برای پَرپَر گل هـا، دلـش شــکســته و آه

به بَنـــــد بَنـــــدِ دلِ او ... لَهیـب می بینم


بداهه

نوع شعر: غزل چهارپاره

18 مرداد 1394 طارق خراسانی

پ . ن

همه باهم  به امید شفای عاجل  بزرگ استاد شعر و ادب سرزمین مان می خوانیم :

 اللهم لا اله الا انت العلی العظیم ذو السلطان القدیم و المن العظیم و الوجه الکریم
 لا اله الا انت العلی العظیم ولی الکلمات التامات و الدعوات المستجابات خل ما اصبح

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1100 1 نظر
آراء این پست

آمد آن مردِ شعرِ اقبالم

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 14 جولای 2015
در چارپاره


1
آسمان اِن يکاد مي خواند و
ماه دلشوره ي نجيبي داشت

عطر باران به خاک جان مي داد
کوچه هم حالت عجيبي داشت
2
باغ در فکر فصل رويش بود
باغبان چشم بر صنوبرها...

کوچه باغ شکوهِ آزادي
روح زيباي ناشکيبي داشت
3
ناگهان يک ستاره روشن شد
کهکشان سجده کرد و مي خنديد

اخم قنديل ها ترک برداشت
بس که لبخند دلفريبي داشت
4
دسته دسته ملائکه در خاک
چشم شان بي قرار و باراني

آن ستاره در آسمان رقصيد
ماه هم حالت غريبي داشت
5
وعده ي خوب احسن الخالق
توي چشمانِ او هويدا بود

ياور وَالضُّحَىِ قرآن بود
بر دلش نامي از حبيبي داشت
6
آمد آن مردِ شعرِ اقبالم[1]
تا اسيران همه شوند آزاد

نه که زندانيان خاک من
همه دنيا از او نصيبي داشت

 

پ . ن

 

24 تير ماه سالروز ولادت رهبر فرزانه ي ماست لذا حقير به اتفاق خانم اعظم حسن زاده  اين غزل چهار پاره نئوکلاسيک را براي اين مناسبت سروده ايم .
بند هاي فرد متعلق به خانم حسن زاده و بند هاي زوج را حقير سروده است .
[1] . مي رسد مردي که زنجير غلامان بشکند
ديده ام از روزن ديوارِ زندانِ شما... از زنده ياد حضرت  اقبال لاهوري
اعظم حسن زاده - طارق خراساني
22 تير ماه  1394

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1079 0 نظر
آراء این پست

بسته ام جامه دانِ فکرم را

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 29 مارس 2015
در چارپاره

سایه اش  پشت  دَر... نمایان بود

شـادمان  بود  و پای کوبی  داشت

 

گفتمش : « اندکی  بمان  لطفن »

حرف شنو بود و حالِ خوبی داشت

 

اجل ... آرام ...  بر کنـاری  جَست

من پی  دفتــــر و ... قلــــم   بودم

 

آخــرین شــعر خـود  سرودم   شاد

فکـر  هجرت ... نه بـر عـدم  بودم

 

من نوشتم: « که زندگی پوچ  است

این  زمیــن ... گـوی آتشین  گـردد

 

همه  آثار ...  می شـــود  معـــدوم

مثــــلِ آن  روزِ ... اولیـــن گــردد»

 

چنــد  روزی ...  نشـسته ام  تنــها

بســـته ام  جامـــه دانِ  فکـــرم  را

 

کو اجل ؟...  زان کسی  خبر  دارد؟

من  به پایان رســــانده  شــعرم  را

 

بداهه

9 فروردین 1394 طارق خراسانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 996 0 نظر
آراء این پست
0 رای

تف داده تمامِ تنِ سرما زده ي من

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 02 فوریه 2015
در چارپاره
١
 
جانم به فدای تو ، ببين بوسه ی مهرت
 
تٓف داده  تمـامِ تنِ ســرما زده ی  من
 
 
 
گفتند به عشقِ تـو ... به دریا بـزنم دل
 
حالا بنگر ...، این دل دریا زده ی من
 
 
طارق خراساني
 
 
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 906 0 نظر
آراء این پست
0 رای

عطرخدا/شعری مشترک بارضارحیمی

ارسال شده توسط آرزوحاجی خانی
آرزوحاجی خانی
متولد 5دی ماه 1355 ساکن تبریز
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 23 ژانویه 2015
در چارپاره

دنیا، بخوان به نام من آغاز کن مرا
این آیه ها ، تغزل معشوقه ی خداست
ابلیس دل سپرده ی حق بود ، رانده شد!
من سر سپرده ام! ته این ماجرا کجاست؟

پس لرزه ی حوادث قلبم فقط تویی
درآخرین سطوح خطر، می پرستمت
آغازِباتو بودن و پایان ِبی کسی ست
من رابه قعر قصه ببر، می پرستمت
 
ایمان من یکی شده باشعرهای تو
از راه دوووووورعطرخدارا بغل کنم؟
می ترسم از خلایق این شهر بی خدا
شاید خدا«شما»ست، شمارابغل کنم؟
 
مستم از آن لطافت هرتاروپود تو
چون نقش های باکره بردار دیدمت
دراین شب جنون زده، احساس می کنم
ازلای چاک سینه ی دیواردیدمت
 
تاردلم دریده شدازلحن بوسه هات
باتب غزل سرودی و بی ساز خواندمت
از غنچه های بالغ حست نگو که باز
برخاطرم شکفتی و اعجاز خواندمت
 
نقاشی لبان تو بربوم باورم
با دامن زرشکی گلدار دیدنی ست
رویایی از تجسم یک «آرزو» ی داغ
ما بین دودسمی سیگاردیدنی ست
 
حالا که دل بریده ام از هر چه هست و نیست
آتش به کول ، هرشبه از راه می رسی
ای کاروان تشنه ، کمی دیر آمدی
یوسف تمام کرده ته چاه ، می رسی!!


...

شعری مشترک از«رضارحیمی » و «آرزوحاجیخانی»

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1092 0 نظر
آراء این پست

وصيت نامه

ارسال شده توسط سجاد صادقي
سجاد صادقي
برچسب شاعريم زده اند بايد كه فرد لايقي باشم دور از تمام عنوان ها سجاد صادقي ب
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 08 ژانویه 2015
در چارپاره

دیشب از وحشت بیداری
خودم را به خواب زدم
قبل مردنم یک بار
به تنم گلاب زدم

صبح که پاشدم دیدم
مرده ام بدون هیچ تعارف
قصه ي من تمام شده بود
زندگی بر تو صدهزارن تف

حال ، من مرده ای سردم
روی تخت خویش خوابیدم
ساکت و سر به زیر و آسوده
نعش خود را به گوشه ای دیدم

روح من دست به کاغذ شد
تا دو خط وصیتی بکند
جای تقسیم مال و اموالم
این وصیت نامه شعر بشود

مردمان خوب دور و برم
حرف هایم را عمل بکنید
از اینجا به بعد شعرم را
اگر که خیلی به فکر منید

کفنم پیراهنم باشد
ای شماهایی که بیدارید
کاغذ پاره ي شعرم را
توی قبر خودم بگذارید

شیون و گریه زاری را
بگذارید برای بعد
موقع عیش و نوش شماست
بَه ، به این هوای بد

من خودم هم کمی مضطربم
کاش میشد که دود میکردم
بسته ی بهمنی را که ...
بی تو غرق رود میکردم

نه نمیتوان برگشت ...
کالبد بی حس و عاطفه ام
باید اینجا بدون او !!
هی به خودم فحش بدهم

این چه کاری بود من کردم
عقل تو کجاست ای شاعر
خودکشی کردی میان شعری که
می رود رفته رفته از خاطر

باید اینجا به فکر خود باشم
مردنم چه لذتی دارد
حیف ، نیستی ببینی که ...
نعش من چه عزتی دارد

روی دست ها می چرخد
شاعر خوابیده در تابوتم
گویی شوق آسمان دارد
قلب صاف و ساده ی شوتم

سهمم از تو مردن شد
سهمم از جهان غم بود
یک نفر گفت زیر تابوتم
کره خر چقدر آدم بود

کره خر چه نسبت خوبیست
خر شدن حال دیگری دارد
چون بهشت برای خران
یک در دیگری دارد !

مردمان خوب دور و برم
مرگ یک حقیقت تلخ است
قهوه ای که باید خورد
چشم از این جهان باید بست

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1390 1 نظر
آراء این پست

نورِ سوم

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 06 نوامبر 2014
در چارپاره
 

 

مخمس با تضمین از:

چهار پاره های شورانگیزِ خانم  حسن زاده(اعظم الشعراء)

همه ی ذرّگان این هستی...،

می زده...، نازِ شستِ ساقی بود

اهلِ باران رسیده بود از راه،

مَشک!! تنها که هسـتِ ساقی بود

کودکان چشم شان به آبادی...،

کربلا...، می پرسـتِ ساقی بود

کهکشان در کفِ نگاه حسـین ؛

این زمین روی دستِ ساقی بود

آســمان زیرســایه ی اکبـــر... ،

پای گهــواره حــورِ "باقی"* بود

ظهـــرِ آتش...، هــوا غم آلوده...،

اولین خانه ...، نام...، تاســوعا

پُلِ پیـــــــروزیِ خــدا آرام...،

متحرک...، زنی...، چه بی پــروا

چهــره هایی عبـــوس...،

در راهنـد، بندگانِ دولقمه نان...، خرما

عشق...، جسرِصراط * زینـب بود،

 از نگاهش به عمــقِ عاشـورا

روی شــــــط فــرات* می تابید ...،

آفتــــابی به وســـعت دنیـــا

دل ز دنیـا بریده ای آرام... ،

رهــروان را به حــق...، هـدایت شد  

کور چشمانِ معـرفت آنجا...،

کارِشان...، جمله، بر شـــقاوت شد

آخرین خیـــرِ عاشقان آن روز،

آخرین حرفِ"جان"...، شهادت شد

تا که وحی آمد از خـــدا...، برخیــز ...؛

و اِذا زُلزِلَت ...قیـامت شد

بعد هفتــاد و دو کسوف و خسوف؛

والضحی* بانی غرامت شد

حسِ آزادگی به کــوفه مُـرد

مُــرده بـود از بـرای زَر...، خنــاس

قُل أَعُـوذُ بِرَبِّ ناسـی بود...،

زیرِ لـب های پـَرپَـرِ ... یک یاس

چشـــمِ زینب گرانترین آنجــا،

مثلِ یاقوتِ سُـرخ... ، یا الماس

داس بود و زمیـن پُرِ لاله ...؛

نی ...،نـوا بود و قحـطی احســاس

هـر طـرف برگ لاله می دیدی؛

روش حـک بود "العطش، عباس"

قاتلی مثلِ شِــمر با شــادی...،

فکرِ گاوانِ خواب و خور می شد

نان و خرما...،شرابِ سُکر آور...،

هدیه ای بُد که بر شتر می شد

یک نفـــر بـود صبــح آزادی...،

بنـــدگی را رهـــا و... حُر می شد

زیــر باران اشــک...، انگــاری ...،

جــای خـــالی آب پُـر می شـد

سه وجب عشق*بود و خیرالعمل،

بغض سجاده آب کُر می شد

خطِ سـوّم نخوانده را گویید،

آن نگاهی به طفـلِ خود...، اُم کرد

در گلــو ، دیو جای آبی...، تیـر...،

از قساوت، به زهرِ کژدُم کرد

این ستم ریشه در تَمُرد داشت...،

آن غدیری که باده در خُم کرد

آسـمان روی خاک می غلطید...،

درمصافی که اسب رَه گم کرد

سُــــمﱢ مرکب که بر تنش بارید ...؛

عشــق را نذرِ نــورِ سـوّم کرد

کف زنان آب و یک جهان احساس،

راهی مَشکِ خُشک هامون شد

شادمان زانکه عشق می نوشد،

از خودش فارغ و چه بیرون شد

آب...، احسـاسِ عاشـقی دارد...،

دیدگانم...، دوباره گلــگون شد

در تقلّا به سـوی قربانگاه ...،

آب ،معشوق دید و... مجنـون شد

مشکِ معشوقِ آب، خالی بود،

مثل ابری که درخودش خون شد

تیر و نیزه که نی یکی، آن روز،

بر تن مشک و آن مسلسل شد

آبِ دلبسته بر لبِ خشکی..،

وا شد از هم، به خاکِ غم حل شد

بَر تنِ مشک و ماه پاره ی عشق...،

خنـده ی ناکسانِ مُهمل شد

یا ابالغوث،مشک می خندید...،

حیف شــق القمر  و...مختل شد

دسـت افتاد و مشک خون بارید... ؛

و زمین با سـقوط منحل شد

طــارق امشــب بگو بگو... با ما...،

پَـرپَـرِ آخرین کبوتـر را

بغـضِ باران گرفتـه را مانست...،

کودکی منتظـر... چه یاور را

آسمان غم گرفته... ، ابری بود...،

امرِ باران...، نبود داور را

ذوقِ باران... ، شــدید لَک می زد... ؛

برکتِ خنــده های اصـغر را

آرزویش وصـــال امّـا ... آه... ؛

قبـــلِ او بُغــض...تیـــر...حنــجر را

بی خبر ای ز روزِ رستاخیز...،

استحاله به فضله ها...، خوشحال

روز پیروزی علی...، نزدیک...،

پرده دارِ حرم... ، تـو ای دجال

جدّ و آبادِ تو چنین کردند...،

فکر خود بوده... ، دین به اضمحـلال

یک صـد و چند * صاعقه آن روز... ،

کهکشان را سـپرد بر گـودال

لعنـت عشـــق بر شـــماهـــا باد ...،

آفتــاب و خیـال خـامِ زوال؟؟

کهکشان را به نیـزه آویزند...!!،

آنکه دین را ... به قصدِ یاری بود

شـادمان...، ناکسـانِ ناهنجار...،

کُشته ، عشقِ رسولِ باری بود

آنکه قرآن ناطقَ ش خوانند...،

حاصلِ عشق و رستگاری بود

مُصــحَفِ نور را ورق کردند... ؛

روی نی صـوت عشق جـاری بود

در تـلاقـی زینـب و نیــزه ... ؛

کعـب نی...* عمـقِ زخمِ کاری بود

 

دوازده آبان 1393 طارق خراسانی

...... 

پ.ن :
*حور باقی :اشاره به فرشتگان
*جسرصراط :پل ورودی کربلا(پلی که مردم کوفه برای رسیدن به کربلا از آن عبور می کردند)
*شط فرات : نام زمین کربلا
*والضحی : اشاره به حضرت ولی عصر(عج)سوگند به روز( آن زمان که آفتاب بلند می گردد وهمه جا را می گیرد)
*سه وجب عشق :اشاره به گریۀ زیاد(آب کر: مقدار آبی که اگر درظرفی که پهنا و گودی آن سه وجب ونیم معمولی است بریزند پر می شود- شست وشو با آب کر باعث پاکی ست)
*یک صد وچند صاعقه : روایت شده است که در پیراهن حضرت امام حسین (ع) یک صد وچند نشانه از تیر ونیزه وشمشیر مشاهده شده (آمار دقیقی در دست نیست)– [قصه کربلا ص 380]
*کعب نی : کعب از نظر واژگانی به معنی "بند میان دو قسمت نی"، "گره چوب نیزه"، "هر چیز بلند و برآمده" می باشد.
نی را هرگاه از قسمت گره آن برش بزنند، چون از قسمت ساقه برآمده تر و کلفت تر است، کاملاً به خوبی می تواند در مشت قرار گیرد که چنانچه برای ضربه زدن استفاده شود، از استحکام و قدرت ضربه زنی بیشتری برخوردار می گردد. ضمن اینکه قسمت کعب نی محکم تر و کمتر شکننده تر است. اگر برای ضربه زدن از قسمت گره آن که کعب نی نامیده می شود، استفاده گردد، بسیار دردناک تر یا بهتر است گفته شود که دردناک ترین ضربه را به وجود می آورد.
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1140 2 نظر
آراء این پست

يك كهكشان به سرِ نيزه مي برند

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 26 اکتبر 2014
در چارپاره
 
 
 
این کوفیان...، به نانی و خرما، چه شـاد وار!!
 
بی خود ز خود...، که قاتلانِ عــزیـزِ پیمبـرند!!
 
 
 
در حیــــرتم... به چـــه ســــان؟ ذرگــانِ پَســت
 
یک کهکشـــان...، به ســـــرِ نیــــزه می بَرند!!
 
 
 
چهارم آبان 1393 طارق خراسانی
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1050 0 نظر
آراء این پست

امام

ارسال شده توسط سجاد صادقي
سجاد صادقي
برچسب شاعريم زده اند بايد كه فرد لايقي باشم دور از تمام عنوان ها سجاد صادقي ب
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 11 سبتامبر 2014
در چارپاره

نشسته گـــــرد سفيدي به روي چهره ي آقا
چقــــدر پير شـده اســـــت امـــــام امــت ما
همــــــان امامــــي كــــه خميني ديگر است
او سيـد و هـــــم نـــــــام فــاتح خـــيبر است
خونين جگر شده است از دست ظلم و ستم
از دست خــــود ماها از دست اجنبي و عجم
اي عاشقــــان هشيـــار سيد علي تنهاست
او يـــــاور مهدي است او رهبــــر دنيـــــاست
اي عاشقـــان لبيــــــك رهبــــــــر پيامـي داد
مشتــــــي گــــــره كـــرده بغضي پـر از فرياد
همــــــراه او باشيـــــم تسليــــــم فـــرمانش
شايـــــــد كــــــه ما باشيم سربـــاز گردانش
يــــــــــار خراسانــــــــي برخيز و كــــاري كن
سيـــــد علـــــي جــــان را تنـــها تو ياري كن

 

+ براي سلامتي آقا دعا كنيم.

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1620 0 نظر
آراء این پست

واژه های هذیانی

ارسال شده توسط ابوالفضل رجبی
ابوالفضل رجبی
شاعر و ترانه سرا همکاری با خواننده ها آهنگسازانی همچون: میلاد تاجیک، کیارش کیا
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 07 جولای 2014
در چارپاره

خانه بی­خواب می­شود بی­تو
مرگ جذاب می­شود بی­تو
لحظه دیگر نمی­تپد بی­ما
بوسه نایاب می­شود بی­تو

 

اولین روزهای تابستان
آخرین روزهای پاییز است
سبزها زرد می شود بی­تو
بی­تو پروانه نفرت انگیز است

 

از دلِ واژه­های من امشب
می­چکد رنگ­های هذیانی
و دوباره همان صدا که مرا
کُشت با آن کلام پایانی

 

تا نباشی قضیه معلوم است
مای شعر من و تو مصدوم است
بی تو پرونده های زندگی ام
بایگانی شده و مختومه است

 

خاطراتت مکرّر و بی­رحم
سربِ یادت همیشه سنگین است
تو نرفتی و روبروی منی!
خودفریبی چقدر شیرین است

 

آخرین جمله­های هذیانم
اینکه امشب اگر­چه می­میرم
بی­تو اما در آن جهان اینبار
از خدا انتقام می­گیرم


 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1027 0 نظر
آراء این پست
0 رای
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت