نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5654
تعداد پست وبلاگ ها:5152
تعداد نظرات وبلاگ ها:9663
تعداد نظرات نشريه:5597
بازديد مطالب نشريه:529000
بازديد اشعار وبلاگ ها:5119164
تعداد کاربران:1502
تعداد وب لینک ها:131

به صِرف قـدرت آدم می شود شیـــطان پرواری

ارسال شده توسط ابراهیم حاج محمدی
ابراهیم حاج محمدی
در سوّمین روز از چهارمین فصل سال 1339 هجری شمسی به تاوان اینکه پدر پدر پدرانم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 23 دسامبر 2016 در غزل

شکستیم آنچنان در خویشتن از خویشتن عاری

که کس در ما نمی یابد نشان از خویشتن داری

 

درفش کاویانی را به غارت برده اند اعراب

مسلمانان گرفتارند از این رو به ناچاری

 

مغول ها چشمشان روشن  که در عصری مدرنیته

رواج از داعشی ها یافته ست آئین تاتاری

 

رصد کن تا ببینی عقل در قحطی است واویلا

رصد کن تا ببینی عشق در بازار سمساری*

 

کشنده ست این مرض انسان بیندیشد به بد کیشی

میسر می شود  با مرگِ سگ  درمانش از هاری

 

مسلمان بر نمی تابد  خرفتی  را شوی آیا

به  خواب  آلودگی  سرشار کی از طعم بیداری؟

 

به ضرس قاطع از غیرت اگر پیوسته می لافی

حریمت را معیّن کرده ای آیا به دیواری؟

 

چه ننگی بدتر از این بی خیالی های ممتد؟ تا

فقط در هستی ات همواره می گردد عدم جاری

 

تکاپو جوتر از امواج دریا باش طوفان زا

کند طی عمر خود را کی مگر عاقل به بیعاری

 

از این بی بند و باری های نا معقول دوری جو

بجز نکبت چه طرفی بندد  انسان از ولنگاری؟

 

به نا پرهیزگاری کس نبرده صرفه  از قدرت

به صِرف قدرت آدم می شود شیطان پرواری

 

تو هم نستوه خواهی بود همچون کوه پابرجا

نخوردی کم اگر مانند ما اندوه سرباری!

 

اخوّت پیشه گی آموز با خورشید وش شاهی

بسر داری اگر همچون سمک آهنگ عیّاری

 

خیالش تخت تخت است از گزند دهر بی تردید

کند یزدان اگر هر لحظه از انسان هواداری

 

به فهم و درک دارد منزلت انسان ، نه نافهمی

بجز از ذلّت  آیا خر مگر دارد سـزاواری؟

 

به باد فتنه نسپاری گلاب  ناب قمصر را

اگر دیدی که دارد با خودش  دعوا خشایاری

 

به نور  فطرت آذین بند ایمان را و عاشق شو

که یابی در نهادت جلوه گر آیات سالاری

 

یقین کن بی برو برگرد خواهی بود چون یوسف

سعادتمند اگر ابلیس را از خـود به تنگ آری

 

* علیرضا قزوه:

حراج عشق را دیدیم در دکّان سمساری

آراء این پست
0 رای
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
در سوّمین روز از چهارمین فصل سال 1339 هجری شمسی به تاوان اینکه پدر پدر پدرانم به تلبیس ابلیس لعین از ثمره ی شجره ی ممنوعه ای در بهشت تناول کرده بود، به محبس تنگ و تاریک دنیا پای نهادم.

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در ایـــن دیـــر خـــراب آبـــادم

پدرم که خدایش بیامرزاد از مردمان کرمان بود و مادرم که عمرش دراز باد از دیار خراسان است.

تحصیلات خود را تا پایان مقطع متوسطه در فریمان گذراندم و پس از آن موفق به طی دوره کارشناسی در تهران و کارشناسی ارشد در رشته ی فلسفه و حکمت اسلامی در مشهد مقدّس شدم.

همزمان با تحصیلات دانشگاهی ، ادبیّات عرب {اعم از صرف و نحو و عروض و قافیه و معانی و بیان} ونیز فقه و اصول را در محضر اساتید برجسته حوزه ی مشهد و قم فراگرفتم و مقالات متعدّدی در زمینه ی مسائل اجتماعی و فرهنگی در مجلّات و نشریّات به طبع رسانده ام . از جمله :

1- نسبیّت اخلاق از دیدگاه متفکّر شهید استاد مطهّری

2- مبانی حکومت دینی در اندیشه ی سیاسی استاد شهید مطهّری

3- آزادگی و آزادی حق با وظیفه

4- جهاد اکبر جامعه { امر به معروف و نهی از منکر }

5- مطهّری و فهم شریعت و طبیعت

6- نظری به دقت پیرامون ازدواج موقت

و...........

سرودن را از 15 سالگی آغازیدم و در همه ی قوالب شعری سنتی و نو و نیمایی طبع آزموده ام و طنز را جدی گرفته ام .

نظرات

تا حالا نظر داده نشده، شما اولین نظر دهنده باشید.

شما هم نظر بدهید

مهمان
مهمان چهارشنبه, 22 نوامبر 2017
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت