نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5654
تعداد پست وبلاگ ها:5152
تعداد نظرات وبلاگ ها:9663
تعداد نظرات نشريه:5597
بازديد مطالب نشريه:530042
بازديد اشعار وبلاگ ها:5136129
تعداد کاربران:1502
تعداد وب لینک ها:131

مثنوی رود و سنگ

ارسال شده توسط طارق خراسانی
طارق خراسانی
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 21 فوریه 2017 در سایر..
  1. ابر عظیمی ز سرِ کوهسار
  2. دُرّ و گهر ریخت به فصل بهار
  3. دُرّ و گهر چیست؟ که جان ریخته
  4. تا که یکی قطره از آن ریخته
  5. وحدت هر قطره به گاهِ فرود
  6. نهرِ بزرگی شد و آنگاه رود
  7. رود خروشان پی افکار پاک
  8. خویش رها کرد به دامان خاک
  9. بود سرِ بستر رودِ روان
  10. سنگِ رها گشته زِ کوهی گران
  11. در دلِ آن گوهرِ شب تاب بود
  12. آگه از آن ، رودِ پُر از آب بود
  13. سخت بُد آن، کند زجا سنگ را
  14. چرخ زنان بُرد بد آهنگ را
  15. سنگ از آن واقعه ناشاد شد
  16. در دل آن رود به فریاد شد
  17. داشت درشتی همه آن سنگِ سخت
  18. با خود و رود و زِ تباهیِ بخت
  19. گاه به بالا شد و گاهی به پست
  20. سنگ همی خَسته و رودش نَخَست
  21. رود به دانایی و فکرِ تَرَش
  22. بر سر هر سنگ بِزَد پیکرش
  23. ناله کنان سنگِ گرانبارِ رود
  24. گه به فراز آمد و گاهی فرود
  25. عاقبت آن سنگ که آرام شد
  26. بابِ دلِ رودِ دلارام شد
  27. سنگ به خود رخوت و سستی ندید
  28. سنگ سکون خواه، روان می دوید
  29. سنگ، رها کرد دگر ننگ را
  30. رود، بسائید تنِ سنگ را
  31. رود که آرامشِ همراه دید
  32. پرده ز رازِ دلِ آن برکشید
  33. گفت: تو را گوهرِ رخشان بوَد
  34. در پی آن چرخِ پریشان بود
  35. من به دَر آرم زِ دل آن ناب را
  36. گاه دگر ، گوهر شب تاب را
  37. سنگ کجا شاد از آن گفته شد
  38. بارِ دگر سخت بر آشفته شد
  39. گفت چه حاصل که مرا گوهری ست؟
  40. هر چه بود، باز که آن دیگری ست
  41. سنگم و دانی تو ، که من کیستم
  42. چون گهر آید،دگر آن نیستم
  43. رود بخندید و بفرمود: «نیست!
  44. آنچه بگویی تو، به آئین زیست
  45. من زِ تو هستم، تو زِ من بی گمان
  46. در دلِ ما هست گهر ها نهان
  47. فرق میانِ تو و ذات تو نیست
  48.   ذات تورا با خود تو ، فرق چیست؟
  49.  ذات تو در خانه به بازیگری ست
  50. زنده ی جاوید و وُرا مرگ نیست»
  51. شاد حجاب از رُخ آن سنگ، رود
  52. بُرد و گهر را، به تماشا ستود
  53. رود بود مردمِ اهلِ نظر
  54. از دل و ذاتِ همگان با خبر
  55. رود بود جانِ نظر بازِ عشق
  56. در گذر چرخ همآوازِ عشق
  57. هرکه به اهلِ نظری دل سپرد
  58. در دو جهانش که بسی سود بُرد
  59. وان که به خود رفت و نگاری نجُست
  60. گرد و غبار از رخِ جانش نشست
آراء این پست
0 رای
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
رشته تحصيلي ام پس از دوران دبستان تا دانشكده فني ، تمامن فني بوده يعني آموزشگاه حرفه اي(بجاي دوره ي راهنمايي ) هنرستان- هنرسراي فني و دانشكده فني

مهندس مكانيك با گرايش حرارت سيالات هستم

از ١٣ سالگي با مثنوي كوتاهِ پند كاغذ سرودن را آغاز كردم

دو كتاب چشم سوم. و ماه را بايد تماشا كرد و رفت را به چاپ رسانده ام چشم سوم شاملِ مثنوي عشق و به روش شعر خوشه اي ست و كتاب بعدي شاملِ غزليات ، مخمس، قصايد، و رباعيات است

نظرات

تا حالا نظر داده نشده، شما اولین نظر دهنده باشید.

شما هم نظر بدهید

مهمان
مهمان شنبه, 25 نوامبر 2017
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت