نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5654
تعداد پست وبلاگ ها:5152
تعداد نظرات وبلاگ ها:9663
تعداد نظرات نشريه:5597
بازديد مطالب نشريه:529842
بازديد اشعار وبلاگ ها:5132411
تعداد کاربران:1502
تعداد وب لینک ها:131

غزلی تازه سرودم

ارسال شده توسط معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف
معصومه محمدی سیف تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 20 آوریل 2017 در ترانه

غزلی تازه سرودم

شاعری شعر مرا در سبد سبز گذاشت

و تو آرام به دنبال تماشای حیات،

تا به آرامش سرمست درختان غزلخوان رفتی

شاخه‏ی سبز من از ریشه جدا شد.

گل ریخت.

برگی از شاخه‌ی آشفته جانم به هوا پرت شد و پرپر شد.

روح سرگشته‌ی من، حال، تو را می‌خواهد.

حالِ شاداب و بهاری تو را می‏جویم.

غزلی تازه سرودم

شاعری شعر مرا در سبد سبز گذاشت

و تو آرام به دنبال تماشای حیات،

تا به آرامش سرمست درختان غزلخوان رفتی

شاخه‏ی سبز من از ریشه جدا شد.

گل ریخت.

برگی از شاخه‌ی آشفته جانم به هوا پرت شد و پرپر شد.

روح سرگشته‌ی من، حال، تو را می‌خواهد.

حالِ شاداب و بهاری تو را می‏جویم.

روح «حوا»یی من سرد و پریشان شد و باز.

در به در دشت پریشانی را در پی یک «آدم» گشت.

دشت در سایه‏ی بارانی این چشم شکفت.

و خدا در نفسم نور عبودیت ریخت.

سبدم سبز و شکوفا شد و من

نور در دست، به آرامش سرمست درخت، مدهوشم.

من به دنبال تو اَم، من به دنبال رهایی خودم

تو به می‌نگری

و من از خود بی‌خود

تو که در سرسبزترین خاطره‏ها می‏شکفی،

تو که در تلخ‏ترین حادثه‏ها می‌خندی

تو که در ناب‏ترین فاصله‏ها می‏‌رویی

پس مرا باور کن،

روح بارانی یک «حوا» را باور کن.

من به دنبال تو اَم. من به دنبال هوای دم صبح،

تو مرا باور کن.

من به تو نزدیکم.

سبدم سبز شد و سبز شد و غنچه شکفت

و من از عشق، به اعجاز زمین باورتر

تو درخشیدی و گل تبسم زد و من،

من به آرامش آرام تو دست یازیدم

تو چه کردی با من؟!

من چه دیدم در تو؟!

که همه مست و غزل‌خوان، به تو می‏بالیدند.

همه‌ی دشت دلم، غرق تلاطم شده است.

سبد سبز من از تو، همه باران شده است.

روح من در قدم خاطره‏ ها، مست و غزلخوان.

شعر می‌ماند و یک روح الهی و سجود.

شعر می‏ماند و یک دشت رهایی و صعود.

معرفت را چیدم،

و نگاهت، همه‏ی روشنی‏ام، راه رهایی به تپشهای تن ام.

من تو را حس کردم.

سبد سبز من از یاد تو لبریز شد و شادابم

روح من، والاتر، پر ز اسرار خدا

غزلی تازه سرودم، غرق ام از بوی بهار

شعرم از عشق تو لبریز

و بهار غزلم،

در نفس تازه‏ی اسفند طلوع کرد و شکفت.

محمدی سیف، معصومه ، برگرفته از مجموعه «پس بهاار بارانی من کجاست؟!!»، 1396

آراء این پست
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
معصومه محمدی سیف تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.

نظرات

تا حالا نظر داده نشده، شما اولین نظر دهنده باشید.

شما هم نظر بدهید

مهمان
مهمان جمعه, 24 نوامبر 2017
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت