نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5654
تعداد پست وبلاگ ها:5152
تعداد نظرات وبلاگ ها:9663
تعداد نظرات نشريه:5597
بازديد مطالب نشريه:529565
بازديد اشعار وبلاگ ها:5126941
تعداد کاربران:1502
تعداد وب لینک ها:131

در اربعین

ارسال شده توسط اکرم بهرامچی
اکرم بهرامچی
وقتی که آغاز شدم نفهمیدم و بی شک پایانم را نیز............
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 04 نوامبر 2017 در غزل

در اربعین، چشم تری  در آتش و خون
ماندَ ست، زینب .....  خواهری در آتش و خون
 
در  قتلگاه  ِ نینوا پیچیده امشب
حال و هوای دیگری   در آتش و خون
 
زینب به هر سویی دوان ،گریان و نالان
گوید ز  داغ ِ پیکری  در آتش و خون
 
امشب چهل شب بی حسین و بی رقیه
زینب شده نیلوفری  در آتش و خون
 
فریاد های العطش ، عباس ......عباس
دست بریده ،یاوری  در آتش و خون
 
زینب.... چهل شب ، داغ ِ هفتاد دو خورشید
دارد و  و داغ دختری  در آتش و خون
 
 
از  دختری کوچک هزاران داغ دارد
داغ رقیه ، پر پری در آتش و خون
 
شرم از گلوی اصغر  شش ماهه دارد
تاریخ... شرم از   خنجری  در آتش و خون
 
سر می زند  تا صدهزاران اربعین اشک
رگبار ِ چشمان تری در آتش و خون
 

###    ###   ###   ###

امشب به دست باد ها هر سو دوان است
از سوزها   خاکستری در آتش و خون


امشب صدای  ناله ها ،فریاد ها، زخم
پیچیده لای دفتری در آتش و خون
 
اکرم بهرامچی

آراء این پست
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
وقتی که آغاز شدم نفهمیدم و بی شک پایانم را نیز............

نظرات

تا حالا نظر داده نشده، شما اولین نظر دهنده باشید.

شما هم نظر بدهید

مهمان
مهمان پنج شنبه, 23 نوامبر 2017
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت